گفت وگو با دكتر حميد
احمدى و كاوه بيات درباره اسناد تازه فرقه
دموكرات
|
|
|
زمانى
كه «ستارخان» و «باقرخان» خطه پرافتخار آذربايجان
را براى پاسدارى از آزادى و مشروطيت ايران كه در
چنگال استبداد «محمدعلى شاه» و قزاق هاى
«لياخوف» روسى گرفتار شده بود، ترك كردند، شايد
هيچ گاه فكر آن را هم نمى كردند كه ۳۶
سال بعد، كسانى بخواهند با تكيه بر فرزندان
لياخوف، سرزمين ناجى ايران را به طرفه العينى
به كسانى كه از آن سوى مرزها با شعار سوسياليسم
آمده بودند، واگذار كنند، اما اين اقدام از سوى
«سيدجعفر پيشه ورى» و در قالب فرقه دموكرات
آذربايجان انجام شد و او با هدف تجزيه طلبى
حكومتى خودمختار ايجاد كرد، ولى اقدامات فرقه،
پيشه ورى و حاميان خارجى اش مورد اقبال
مردم ايران دوست آذر آبادگان قرار نگرفت و
تنها يك سال بعد، با قيام ايرانيان آذرى و بسط
حاكميت دولت مركزى، فرو ريخت و سران فرقه به
جمهورى آذربايجان شوروى فرار كردند. هر چند
هواداران پيشه ورى، او را رهبر يك جنبش ملى و
خودجوش در آذربايجان معرفى كرده اند و
«استالين» را متهم مى كنند كه از اين جنبش در
جهت منافع اتحاد شوروى بهره بردارى كرده است،
اما با انتشار اسناد دفتر سياسى حزب كمونيست شوروى
(پوليت بورو) پرده از خيانتى بزرگ برداشته و آشكار
شد كه فرقه دموكرات آذربايجان با فرمان مستقيم
استالين با هدف جدايى آذربايجان و حتى كردستان
ايجاد شده است. در آستانه شصتمين سالگرد اين واقعه
تاريخى، در ميزگردى با حضور آقايان «كاوه بيات»
كارشناس و مورخ برجسته آذرى و دكتر «حميد احمدى»
كارشناس مسائل قوميت ها، به تحليل اسناد
منتشر شده مربوط به فرقه دموكرات آذربايجان
پرداخته ايم كه ماحصل آن در پى
مى آيد.
|
|
|
•در
آستانه شصتمين سال بحث فرقه دموكرات و نجات
آذربايجان هستيم. بحث هاى تاريخى در اين
مورد، چه فراز و فرودهايى داشته است؟
بيات:
مهم ترين ويژگى اين بحث در اين است كه در
سنوات اخير على الخصوص تا پيش از فروپاشى
اتحاد جماهير شوروى، بخش عمده دانش و آگاهى ما از
اين پديده، به گزارش هاى يكى از طرفين اين
مناقشه محدود بوده است. يعنى از يك طرف، ما مقدار
زيادى اسناد و گزارش هاى روزبه روز از
تحولات جارى در آذربايجان در دست داريم كه توسط
ارگان هاى دولتى مانند فرماندارى ها،
وزارت دارايى و وزارت فرهنگ و... توليد شده است.
اين گزارش ها تا پيش از چيرگى تشكيلات فرقه
دموكرات، جنبه مستقيم داشتند و بعد كه دست
ارگان هاى حكومت مركزى از آذربايجان كوتاه
شد، جنبه غيرمستقيم و حاشيه اى پيدا كرد. اين
يك وجه اسناد است كه از شكل گرفتن يك حركت و تشكيل
يك حكومت خودمختار تا مراحل پايانى و فروپاشى را
در بر مى گيرد، براى بازسازى تاريخى اين
واقعه بسيار مهم هستند. از طرف ديگر در همين سو،
ما گزارش هاى مقامات سياسى و نظامى متفقين
به ويژه بريتانيا و آمريكا را داريم كه با
دقت و نگرانى، تحولات اين حوزه را دنبال
مى كردند.
•گزارش روس ها
چطور؟
بيات: گزارش شوروى ها يك اشكال عمده
داشت و اينكه در تعيين و تبيين نيات دولت اتحاد
شوروى در برپا داشتن اين حركت و همين طور
نيات و اهداف مسكو در برچيدن اين حركت، خيلى ناقص
بود. بيشتر روى حدس گمان حدس مى زدند، اما با
فروپاشى اتحاد شوروى و بازشدن اسناد و آرشيوهاى
بلوك شرق به تدريج، مجموعه گزارش هايى در اين
زمينه در دسترس پژوهشگران قرار گرفت كه ميزان
دخالت و اهداف روز به روز اتحاد شوروى را از اين
حركت روشن مى كند. به ويژه در
سال هاى اخير مخصوصاً با تلاش هايى كه
در خود جمهورى آذربايجان صورت گرفته است،
به ويژه كتاب هاى «دكتر حميل حسنلى» در
مورد فرقه دموكرات ، در واقع اكنون
گزارش هاى دقيق و مفصلى نه فقط از كم و كيف
شكل گيرى فرقه دموكرات و ارتباط آن با سياست
روز اتحاد شوروى، بلكه از ريز مكانيسم درونى اين
تحول در اختيار ما قرار گرفته است كه اكنون امكان
نزديك شدن به يك ارزيابى نسبتاً جامع از كل اين
پديده را فراهم كرده است.
•برخى از عناصرى كه
امروز نيز فعالند، سعى مى كنند اين قضيه را
به گونه اى پيش ببرند كه فرقه دموكرات
آذربايجان واكنشى به ديكتاتورى رضاخان و يك امر
داخلى و خودجوش بوده است. شما اين ادعا را چگونه
تحليل مى كنيد؟
احمدى: اسناد جديد خيلى از
نقاط تاريك و سئوال هايى را كه در ذهن
تحليل گران و مورخان و روشنفكران ايرانى وجود
داشته است، روشن مى كند. البته بايد به اين
نكته توجه كنيد كه بخشى از اسناد ادبيات رسمى بوده
كه در روزنامه ها نوشته مى شده است، مثل
نوشته هاى آقاى «نجفقلى پسيان». بعضى از آنها
نيز نگاه هاى رسمى و حكومتى به فرقه است. بخش
ديگرى از اسناد و گزارش ها در بيان خود اين
گروه ها از فرقه دموكرات گرفته تا بعضى از
چپ گرايان ديگر مانند حزب توده بود. البته
اين گزارش ها پر از شعارها و ابهاماتى بود كه
روايت هاى كلان و معمولاً ايدئولوژيك ارائه
مى دادند و در آنها، نكات تاريك زيادى وجود
داشت كه بعد از فروپاشى اتحاد شوروى و حتى قبل از
آن كه بحث هاى گلاسنوست و پروستوريكاى
گورباچف شروع شد، اولين نشانه هاى اين ادبيات
به دست همگان رسيد.
•اين اسناد چه
بود؟
احمدى: گرچه بعضى از روزنامه نگاران
آمريكايى، گزارش هاى پراكنده و قديمى درباره
كم و كيف قضيه و ابعاد داخلى آن منتشر
مى كردند، اما در تحول اواخر دوره گورباچف،
اولين كتابى كه چاپ شد، نوشته «ديويد نيسمان» به
زبان انگليسى بود. شايد اين اولين افشاگرى و يا
نخستين گشايش تاريخى بود. وى ظاهراً به جمهورى
آذربايجان رفته بود و چون به زبان تركى آشنايى
داشت بعضى از اين اسناد را در كتابش آورد. از جمله
نيات شوروى و اينكه چطور تداركات فرستادند و
نشرياتى مثل «وطن يولوندا» را چگونه منتشر كردند
و... اين اولين جرقه اى بود كه
تحليل گران فهميدند ابعاد دقيق خارجى فرقه
دموكرات چه بوده است. پس از فروپاشى اتحاد شوروى،
افشاگرى هاى ديگرى به طور پراكنده از
طريق افرادى كه به ايران برگشتند، انجام شد. براى
مثال كتابى كه آقاى شفايى در مورد افسران خراسان
نوشت، (چون افسران خراسان نيز در اين قضيه درگير
بودند) كه به يك سرى از ابعاد داخلى آن اشاره كرد،
از جمله اين كه ماجراى از بين رفتن پيشه ورى
براى ما معلوم شد. همچنين نوشته هاى دكتر
جهانشاهلو كه خود از شخصيت هاى برجسته اين
ماجرا بود منتشر شد و بسيارى از زوايا را روشن
كرد. از جمله اسناد ديگرى كه ايرانيان پس از
فروپاشى اتحاد شوروى از باكو به دست آوردند،
خاطرات «سرگرد نوروزاف» است كه افسر اطلاعاتى ارتش
سرخ بود كه بسيارى از نكات مهم را افشا كرده
است.او نوشته است كه اين فرقه چگونه
سازمان دهى شد و باقراف چه نقشه هايى در
سر داشت. استالين چگونه با او تماس گرفت، چگونه
تداركات انجام شد. حتى نكات بسيار مهمى درباره
تدوين آيين نامه فرقه دموكرات و كم و كيف
فعاليت هاى آنها در شهرهاى مختلف ايران را
منتشر كرد كه بسيار افشاگرانه بود. خاطرات ديگرى
مثل نوشته هايى كه با عنوان محاكمات
«بى ريا» منتشر شد و يا بعضى از
نوشته هاى پراكنده پيرامون دانشجويانى كه از
طريق كردستان ايران و آذربايجان به شوروى برده شده
بودند تا نخبگان آينده را تربيت كنند نيز چاپ
شده اند.
•آيا در اسناد گذشته اين صراحت
وجود داشت كه استالين اين قضيه را پيگيرى
مى كند؟
بيات: اسناد گذشته به تدريج به يك
سطح بالاترى از روشن كردن مداخله شوروى ها
رسيد.هم كارگزاران عمده اى از رهبران فرقه
دموكرات از جمله دكتر جهانشاهلو يا سرگرد نوروزاف
به عنوان يك مامور امنيتى عالى رتبه
برداشت هاى خود از ابعاد اين مداخله را بيان
كردند، ولى هنوز اسنادى در مورد مركز
تصميم گيرى و جايى كه سياست ها را طرح،
ديكته و اجرا كرد، موجود نبود.
•برخى
مى گويند فرقه دموكرات داراى زمينه هاى
داخلى و ملى بوده است آيا اسنادى در اين مورد وجود
دارد؟
احمدى: تفسير و تبليغات طرفداران اين
جريان در گذشته و امروز بر داخلى بودن ماجرا است و
سعى شده است از بعد بين المللى آن
چشم پوشى شود، در حالى كه بعد
بين المللى آن يك مسئله بنيادين است. مدافعان
فرقه مى گويند اين جريان از داخل شكل گرفت،
يك حركت اصيل بود و اتحاد شوروى تنها از آن
بهره بردارى كرد. در حالى كه آنچه از
نوشته هاى مختلف ايرانى و اهالى آذربايجان و
چه گزارش هاى خارجى به دست آورديم نشان
مى دهد كه گرچه در زمان رضاشاه، خيلى كارها
كردند و بحث استبداد وجود داشته است، ولى
نشانه اى در دست نيست كه حركت فرقه قبل از
ورود اتحاد شوروى به ايران شروع شده باشد. يعنى
حتى بعضى از نويسندگان در نوشته ها و خاطرات
خود اظهار تعجب مى كنند كه به محض اينكه
آذربايجان اشغال شد، شعارنويسى هايى بر در و
ديوار تبريز مبنى بر «ستم فارس ها» آغاز شد
كه خود اهالى تعجب مى كردند كه اينها چيست و
نشانه اى ديده نمى شود كه استبداد
رضاشاه منجر به شكل گيرى اين قضيه شده باشد.
اسناد و بسيارى از گزارش ها نشان مى دهد
كه اصولاً قبل از تشكيل اين جريان، مسئله اى
وجود نداشته است. براى مثال، ديدگاه هاى خود
پيشه ورى قبل از اين داستان، دال بر اين بوده
كه چنين نگرشى در او وجود نداشته و فرقه
به طور ناگهانى تشكيل شده است. البته يك
زمينه سازى بوده كه با ورود اتحاد شوروى اين
كار شروع شده است. به هر حال، اين حركت خاص سياسى
كه با حمايت اتحاد شوروى آغاز شد، زمينه داخلى
نداشت.
•همانطور كه مى دانيد طرفداران اين
جريان در تبليغات خود سعى مى كردند فرقه
دموكرات آذربايجان را يك فرآيند خودجوش داخلى و
ملى به تصوير كشند و اين كه استالين و
شوروى ها بودند كه سعى كردند از اين فرآيند
استفاده كنند. اين اسناد جديد چه تغييرى را در اين
نگرش ايجاد مى كند؟
بيات: ببينيد! فروپاشى
حكومت رضاشاه، تقريباً هيچ كس را ناراضى
نكرد.
|
|
|
استبداد
فوق العاده اى كه در زمان او وجود داشت
و نارضايى گسترده اى كه بود، يكى از مسلمات
تاريخ معاصر ايران است. آذربايجان هم مثل بسيارى
ديگر از نقاط ايران و آذربايجانى ها هم مثل
بسيارى ديگر از شهروندان، از اين دوره ناراضى
بودند و از فروپاشى حكومت رضاشاه به عنوان
فرصتى براى بازسازى ايران و احياى ارزش هاى
مشروطه استقبال كردند. يعنى زمينه نارضايى از نظام
گذشته در ساير نقاط ايران با شدت و ضعف وجود داشت،
اما مسئله اى كه پيش مى آيد، ميزان
خودجوش بودن اين ماجرا است. خودجوش بودن تا جايى
كه نارضايى هست و اميد به تغيير وضعيت موجود و
جلوگيرى از بازسازى يك حكومت آمرانه در ايران وجود
دارد، كاملاً قابل پذيرش است، اما حركت هاى
اوليه كه در آذربايجان بود در ساير نقاط هم وجود
داشت. رشد و توسعه جمعيت هاى آزادى خواه
و مشروطه طلب تقريباً مبين همين حركت ها است.
ولى در آذربايجان، اين نارضايى از جايى كاناليزه و
حتى وجين شد و يك جهت اساسى به آن داده شد كه به
يك حركت قوى تبديل شد، در حالى كه اين پديده با
سوابق امر مطابقت نداشت. مسئله «ستم فارس ها»
موضوعى است كه مشخصاً در اين تبليغات مطرح
مى شد و با بحث جعلى آذربايجان شمالى و
آذربايجان جنوبى پيوند خورد.
•و اينها مسائلى
هستند كه ما سابقه آن را حتى با حركت هاى
خودجوش اوليه بعد از شهريور ۲۰ نيز نداريم. يعنى
كاملاً خلق الساعه بود؟
بيات: بله، اين
وجه ماجرا كاملاً خلق الساعه بود. البته
نارضايى ها خلق الساعه نبود، ولى
كاناليزه كردن آنها در جهت تقابل قومى و طرح
خواسته هاى قومى كاملاً خلق الساعه است.
با اسناد جديدى كه آمده، از نقطه نظر سرمنشا
و تاريخ شروع و مكانيسمى كه اتحاد شوروى براى
اشاعه اين نوع ديدگاه ها مطرح كردند، قابل
پيگيرى است. گروه هاى مخالف ديگرى وجود
داشتند كه تمام آن ها سركوب شدند. تعداد
زيادى روزنامه در پى تصميم دولت اتحاد شوروى براى
شروع اين حركت بسته شد.
•در كجا بسته
شد؟
بيات: در تبريز. روزنامه هايى مثل
«صداى آذربايجان» يا اتحاديه هاى كارگرى مثل
اتحاديه اى كه «يوسف افتخارى» و «خليل آذر»
ايجاد كرده بودند، توسط مقامات شوروى تعطيل شدند.
تعداد زيادى از كسانى كه با اين حركت مقابله
مى كردند، تهديد، دستگير، ربوده و اعدام
شدند. اينها مسائلى است كه در كنار تحولات بايد به
آنها توجه كرد. تا قبل از اين تصميم براى برپا
داشتن يك حركت جدايى طلبانه در بسيارى از
گفتارهاى رايج كسانى كه بعدها سردمدار اين برنامه
شدند نيز نشانى از ستم فارس ها و دو نيمه شدن
آذربايجان نبود. «بى ريا» مقالات زيادى
درباره حزب توده قبل از تشكيل حزب دموكرات دارد.
پيشه ورى روزنامه «آژير» را در مى آورد
كه تمام شماره هاى آن در دسترس است، اما در
هيچ يك از اينها نشانى از اين وجه جديد
خلق الساعه نمى بينيم. اما شناسنامه آن
با منتشر شدن اين اسناد براى پژوهشگران مشخص شده
است.
•فرآيند ايجاد فرقه دموكرات دقيقاً چه
زمانى آغاز مى شود؟
بيات: بعد از رد
تقاضاى روس ها براى امتياز نفت شمال تصميم
براى برپا داشتن اين حركت اتخاذ شد. البته بعد از
اشغال ايران و اعزام گسترده عناصر اطلاعاتى شوروى،
زمينه سازى را با انتشار نشرياتى چون «وطن
يولاندا» ايجاد موسسات و جمعيت ها آغاز كرده
بود كه وجه گسترده و عمومى آن به صورت فرقه
دموكرات تبلور پيدا مى كند.
•اين
زمينه سازى ها چگونه انجام
شدند؟
احمدى: بسيارى از حركت هاى حزبى،
سياسى يا مسلحانه در دوره معاصر دو مرحله بنيادى
دارند: اول، تبليغات و آماده سازى براى توجيه حركت
و دوم، مرحله اجرايى و عملياتى. در اين زمينه
آن طور كه اسناد اوليه به خصوص اطلاعات
سرگرد نوروزاف مى گويد، به محض اين كه ايران
اشغال شد، عده اى از شرق شناسان و كسانى
كه زبان آذرى بلد بودند آمدند، نشريه چاپ كردند و
حدود ۴ سال زمينه سازى كردند تا ذهن مردم را
آماده كنند و بگويند حكومت ديكتاتورى و يا پهلوى،
حكومت فارس ها عليه آذرى ها است. اين
زمينه سازى علاوه بر «وطن يولاندا» و
تبليغات وسيع از طريق شعرا، ادبا، نويسندگان و
تماس هاى مختلف انجام مى گرفت. بعد از
آن، مرحله عملياتى شامل اين دستورات بود كه فرقه
بايد تشكيل شود. اينجا بود كه پيشه ورى را
دعوت كردند. به نظر مى رسد كه قبل از
آن، چنين تصميمى كه پيشه ورى در راس امور
باشد گرفته نشده بود. البته اينجا يك نكته مبهم
باقى مى ماند كه آيا تصميم تشكيل گروهى به
نام فرقه دموكرات از سه، چهار سال پيش روى آن فكر
مى شد يا بعد از اينكه ما امتياز نفت را
نداديم، اين تصميم را گرفتند. نظر خود من اين است
كه از همان زمان، يعنى ۱۹۳۸ (آن طور كه
اطلاعات نشان مى دهد) شوروى ها در مسكو
دست به تبليغات وسيعى عليه دولت ايران زدند كه
ايران با آلمان ها ساخت و پاخت
كرده اند. در واقع مى خواستند نظر
متفقين را عليه ايران بسيج كنند. اين نيز يك
زمينه سازى بود، زيرا استالين فرصتى را ديد
كه در آينده با تضمين حكومت مركزى بتواند جريان
شورايى كردن كشورها را دنبال كند.بعد كه مسئله
اتحاد با چرچيل مطرح شد، اين فكر زمينه عملى به
خود گرفت و دستورات عملياتى صادر شد. در واقع طبق
اسناد، دستور تاسيس فرقه در خرداد و تير صادر شد.
دقت كنيد كه فرقه در شهريور شكل
گرفت.
•پيشه ورى هنگام صدور دستور كجا
بود؟
احمدى: پيشه ورى تا آن زمان در تهران
بود، بعد از آن احضار شد. به احتمال قوى و حتى
صددرصد خود پيشه ورى هم در جريان اين قضايا
نبوده و شايد اعتقادى هم نداشته است. در روزنامه
آژير كه روزنامه رسمى پيشه ورى بود، هيچ
نشانى از اين حركت قومى كه فارس چه كار
مى كند و يا زبان تركى و... ديده
نمى شود. اكثر بحث هاى او سوسياليسم و
ديدگاه هاى ماركسيستى بود. اين نشان
مى دهد كه قضيه ناگهانى بوده است.
بيات:
در تاييد يكى از نكاتى كه دكتر احمدى در پيشينه
اين جريان گفتند، مى خواستم قرارداد بين تروپ
و مولوتف را كه در سال ۱۹۳۹ منعقد شد، خاطرنشان
كنم.در اين قرارداد كه يك نوع تقسيم استراتژيك بين
آلمان و اتحاد شوروى بود، اسناد آن هم منتشر شده
است، تمايل اتحاد شوروى به مرزهاى جنوبى خودش و
نوعى حوزه نفوذ قائل شدن از طرف آلمان ها نيز
به رسميت شناخته شد.
يعنى روس ها از همان
موقع در تدارك گسترش نفوذشان بودند كه در آن مرحله
به توافقشان با آلمان ها اتكا داشتند اما بعد
كه حمله آلمان به اتحاد شوروى پيش آمد، اين تمايل
خود را در ائتلاف با متفقين آمريكايى و انگليسى
قرار دادند. يعنى احتمالاً ردى از اين
برنامه ريزى را در توافق با آلمان ها
مى توانيم ببينيم.