سال دوم - شماره ۳۵۸
يكشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۳ - ۲۲ شوال ۱۴۲۵ - ۵ دسامبر ۲۰۰۴
جنبش فلسطين از آغاز تا اكنون
ميراث عرفات
گفت وگو با دكتر حميد احمدى درباره نقش تاريخى ياسر عرفات
جنبش فلسطين از آغاز تا اكنون
سهيل آصفى
071205.jpg
«من امروز با خود يك شاخه زيتون و يك اسلحه جنگى همراه آورده ام. نگذاريد شاخه زيتون از دست من بيفتد!»
عرفات تجسم آرزوهاى يك ملت بود! چه خوشمان باشد و چه نه! روياى مجسم فلسطين! خطا نيز در كارنامه داشت، اما او ياسر عرفات بود! حتى آن هنگام كه در هفتاد و پنج سالگى واپسين ثانيه ها را بر تخت بيمارستانى نظامى در حومه پاريس نفس مى كشيد، باز هم ابتكار عمل را در دست خود داشت.
خبرنگارى هوشيار در گزارش خود، به گردش پيكر عرفات به صورت سمبليك در سه قاره (اروپا، آفريقا و آسيا) اشاره كرد و اينكه گويى پس از مرگ نيز آرمان فلسطين بر دوش پررنج ابوعمار سه قاره را پيمود و باز هم روياى فلسطين را در يادها جارى كرد!....
بارى يك ماهى پس از كوچ ابدى ابوعمار با كارشناس برجسته مسائل خاورميانه به گفت وگو نشستيم.
دكتر حميد احمدى دانشيار علوم سياسى دانشگاه تهران و پژوهشگر ارشد مركز مطالعات و تحقيقات استراتژيك خاورميانه صاحب آثار و تحقيقات پردامنه اى در خصوص مناقشه تاريخى اعراب و اسرائيل است. از جمله آثار او مى توان به نوشتارها و ترجمه هايى چون «ريشه هاى بحران در خاورميانه»، «تاريخ انقلاب فلسطين» و... اشاره كرد. دكتر احمدى درباره سابقه تاريخى حضور اسرائيل و قوم يهود در منطقه خاورميانه مى گويد: «... در قرن نوزدهم در بين يهوديان جنبشى پا گرفت مبنى بر آن كه ما بايد به سرزمين باستانى مان برگرديم. «هرتسل» اين موضوع را تئوريزه كرد. اروپائيان هم كمك كردند. تشكيلاتى به وجود آمد و بالاخره بعد از اعلاميه بالفور با كمك انگلستان مهاجرت شروع شد. زمين خريدند. گروه هاى مسلح تشكيل دادند تا اينكه پس از گذشت سى سال از شكل گيرى قيوميت، جنبش صهيونيستى روز به روز قوى تر شد. از دهه ۱۹۴۰ به بعد اينها با انگلستان در افتادند ولى حمايت آمريكا را به دست آوردند. بعد از جنگ جهانى دوم كه بحران شروع شد، بدنه اصلى اسرائيل شكل گرفته بود. ارتش، تشكيلات اقتصادى، شهرك هايى درست كردند تا اينكه انگليس از آن منطقه اعلام خروج كرد...»
او درباره حكايت خريد زمين هاى فلسطينى توسط يهوديان و نيز سابقه تاريخى اين داستان مى گويد: «نه تنها در ايران، متاسفانه در جاهاى ديگر در تركيه و حتى در غرب برداشت اين است كه زمين ها را خريده اند و خود فلسطينى ها زمين هايشان را فروخته اند! ولى به شما مى گويم اين يك اشتباه بزرگ تاريخى است. يعنى كل زمين هايى كه سازمان جهانى صهيونيست توانست بخرد به دو يا چهار درصد بيشتر نمى رسيد! اسناد همه اينها هست.»
سابقه تاريخى حضور يهوديان در منطقه به چه صورت بوده است: «اين مسئله به آمال جنبش صهيونيستى بازمى گردد. آنها دوره اسرائيل باستان را در زمان حضرت داوود، سليمان و بعد از اينها ذكر مى كنند. دولتى كه توسط آشورى ها و در نهايت دولت روم از بين رفت. خب! يك سابقه تاريخى وجود دارد. در آنجا حضور داشتند. اما بعد از فروپاشى در تاريخ هفتاد پس از ميلاد آنها ديگر حضور سياسى نداشتند...»
•اصل و اساس انديشه سازمان آزاديبخش فلسطين را اتحاديه عرب بنيان گذاشته است. اين فكرى بود كه اعراب دنبالش بودند، تا فلسطينى ها.
علت اين بود كه در كنفرانس هاى سران عرب به خصوص اوائل دهه ۱۹۶۰ اين بحث مطرح شد كه بايد كارى براى فلسطين انجام داد.
•سرمنشاء اين عزم، ملى كردن كانال سوئز نبود؟
بله ملى كردن كانال سوئز باعث شد اسرائيل در كنار بريتانيا و فرانسه به مصر حمله كند. مى خواستند عبدالناصر را سرنگون كنند. از آنجا بود كه ناسيوناليسم عرب رشد كرد و مسئله فلسطين بخشى از اين ناسيوناليسم شد. در حالى كه پيش از اين وضع به شكل ديگرى بود...
•سابقه تاريخى و تفاوت دو جريان عمده مبارزاتى فلسطين (جريانى با هدايت كشورهاى عربى و ديگرى جريان خودجوش برآمده از دل مبارزات مردم فلسطين) در چيست؟
يك جريان از طرف اعراب يعنى سران عرب شكل گرفت كه ناصر در راس آن بود. همان سازمان آزاديبخش فلسطين. در ۱۹۶۴ در كنگره سران عرب تصميم گرفته شد، چنين سازمانى درست شود. به موازات اين و شايد قبل از اين، خود فلسطينى ها، نسل جديد و جوانان آنها در نقاط مختلف دنيا مثل بيروت و قاهره دنبال شكل دهى هسته هاى مقاومت بودند. يعنى هسته هاى مقاومت فلسطينى! بنابراين ساف جريانى عربى بود و به دست اعراب درست شد... اين سازمان توسط كشورهاى عربى، حمايت مالى شد و مقرراتى هم حتى برايش تعيين كردند.
اين سازمان فراگير بود، قرار بود در آينده به تاسيس دولت فلسطينى بينجامد. نوعى مقابله با آنچه سازمان جهانى صهيونيست كه «هرتسل» در اواخر قرن نوزدهم بنيان گذارى كرد.
•از تشكيلات سازمان آزاديبخش فلسطين بگوييد.
سازمان آزاديبخش فلسطين كه شكل گرفت، دو تشكيلات بنيادى داشت. يكى كميته اجرايى (دولت) و ديگرى شوراى ملى فلسطين(پارلمان). آن زمان «احمد شقيرى» به عنوان رئيس كميته اجرايى ساف انتخاب شد و شد رئيس ساف.
بعداً در كنفرانس بغداد دوباره بازنگرى شد در مورد ميزان كمك ها. هر كشور عربى بعد از آن متعهد شد، كمك هاى خاصى به اين سازمان بدهد تا بتوانند از قضيه فلسطين حمايت كنند...
•چگونه ساف اوليه به صورت ابزارى در دست كشورهاى عربى درآمد؟
اين طورى نشد. يعنى بايد توجه كرد كه ما يك ساف داريم و يك گروه هاى مقاومت فلسطينى. آقاى شقيرى از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ رئيس كميته اجرايى بود. در سال ۱۹۶۸ ياسر عرفات كه رهبر جنبش الفتح بود و محبوبيت زيادى بعد از نبرد كراهه به دست آورده بود، پس از روحيه ياس ناشى از جنگ ۱۹۶۷ ايشان رئيس كميته اجرايى شد و تا هنگام مرگ رئيس كميته اجرايى بود. هيچ وقت هم آلت دست كشورهاى عربى نشد. يكى از مشكلات عرفات هم همين بود كه هيچ وقت نخواست ابزار دست كشورهاى عربى شود. شخصيت بسيار مستقلى داشت. كمك مى گرفت ولى ابزار دست نمى شد. به همين دليل كشورهايى نظير سوريه، ليبى و عراق بعثى، همه با او درافتادند و گرفتارى هاى زيادى درست كردند.
بنابراين ساف پس از رياست عرفات بر آن هيچ وقت ابزار دست كشورهاى عربى قرار نگرفت، بلكه اين گروه هاى ديگر فلسطينى بودند كه توسط خود كشورهاى عربى درست نشدند؛ مانند جبهه آزاديبخش فلسطين كه عراق درست كرد يا سازمان الصاعقه كه سوريه درست كرد، نيز سازمان ابونضال كه مرتب ترور مى كرد و ابزار دست ليبى و گاهى اوقات سوريه و عراق بود. به هرحال ساف هيچ وقت ابزار دست نشد و هميشه به عنوان نماينده مردم فلسطين مستقل عمل كرد. به عنوان سازمانى كه مسئول مبارزات مردم فلسطين بود...
•«ساف» سازمان مبارزاتى ديگر در مسير خود فراز و فرودهايى بسيار را پشت سر گذاشته از نقاط عطف و نيز مختصات اين فراز و فرودها در پروسه اى تاريخى بگوييد.
فراز و فرود كه مى گوئيد هر تشكيلات و سازمانى دارد.
اين فراز و فرودها را بايد در بستر اجتماعى، سياسى خودش بررسى كرد. يعنى ساف در يك منطقه اى به نام خاورميانه عمل مى كرد و در چارچوب جهان عرب. بنابراين گرفتارى هاى زيادى با جهان عرب داشت به دليل كسب حمايت مالى و اين مسائل. نقاط عطف مهمى هم در مورد اين سازمان وجود داشته، يك نقطه عطف مهم ورود عرفات به آن بود كه در كميته اجرايى به رياست آن رسيد. نقطه عطف ديگر سپتامبر سياه بود. سپتامبر ۱۹۷۰. چريك هاى فلسطينى از منطقه فلسطين و اردن رفتند لبنان و نقطه عطف ديگر بسيار مهم آنها حمله اسرائيل به لبنان در ۱۹۸۲ و اخراج ساف از لبنان بود و آغاز جنگ هاى داخلى بين فلسطينى ها.
•و نيز مذاكره بسيار مهم اسلو؟
بله، نقطه عطف مهم ديگر اسلو بود كه ساف با اسرائيل وارد مذاكره شد و دولت اسرائيل را به رسميت شناخت. البته نقطه عطف قبل از آن اجلاس ژنو در ۱۹۸۸ بود كه خود اين اجلاس بعد از اجلاس الجزاير شكل گرفت. فكر كنم نوامبر ۱۹۸۸ بود كه ساف جلسه مهمى در الجزاير بر پا كرد، من هم آنجا دعوت شده بودم. در آنجا ياسر عرفات تاسيس دولت فلسطينى را اعلام كرد و اكثر كشورها آن را به رسميت شناختند. بعد از آن اجلاس سازمان ملل در ژنو برگزار شد. چون مى دانيد كه عرفات را به آمريكا راه نمى دادند. عرفات در ژنو رسماً اسرائيل را به رسميت شناخت و خواسته آمريكا را پذيرفت!
•سه بند مهم قطعنامه ژنو چه بود؟
دولت اسرائيل را به رسميت شناخت، تروريسم را محكوم كرد و قطعنامه ۲۴۲ سازمان ملل را پذيرفت.
•عرفات از كى و چگونه وارد دنياى سياست شد؟
ياسر عرفات از دوره جوانى به لحاظ خانوادگى در سياست درگير بود. عرفات از طرف مادر عضو خاندان «حسينى» هستند. دو خانواده برجسته از قرن نوزدهم به اين طرف در فلسطين بوده به خصوص در اوايل قرن بيستم، اينها رهبرى جنبش هاى محلى را برعهده داشتند. يكى خاندان نشاشيبى و ديگرى خاندان حسينى. خاندان حسينى هميشه رهبرى را برعهده داشت. يكى از اينها حاج امين الحسينى بود كه خويشاوند عرفات بود. مفتى بزرگ بيت المقدس و رهبرى جنبش ملى فلسطين. زمانى كه طرفدار آلمان شد از فلسطين فرار كرد و در زمان رضاشاه به ايران آمد. يكى از شخصيت هاى ديگر اين خاندان، عبدالقادر الحسينى بود كه فرماندهى فلسطينى ها را در جنگ ۱۹۴۸ به عهده داشت. به هر حال عرفات در دوران كودكى در خاندان حسينى بزرگ شد، خاندانى كه نبض سياست هاى فلسطين در دستش بود. خود ياسر عرفات در سنين بين ۱۵ تا ۱۷ سالگى يعنى در زمان وقوع جنگ ۱۹۴۸ منشى دايى اش «عبدالقادر الحسينى» بود. بنابراين خيلى كارورزيده شده بود. در جنگ سال ۱۹۴۸ فلسطينى ها آواره شدند. عرفات و خاندانش هم در ميان آوارگان بودند. ابوعمار جوان بود و هنوز در ابتداى راه.
•عرفات از كى در قاهره بود؟
در دوره جوانى رفت قاهره، در آنجا وارد دانشكده قاهره شد و در رشته مهندسى شروع به درس خواندن كرد. اوايل دهه ۱۹۵۰ عرفات در آنجا شروع كرد به سازماندهى جوانان فلسطينى كه آنجا درس مى خواندند. خودش بود، «ابواياد» بود كه به نام «صلاح خلف» معروف بود و ادبيات مى خواند، «خليل الوزير» كه البته دانشجو نبود و در غزه كماندو بود.
بعد «فاروق قدومى» كه به نام «ابولطف» معروف است. عرفات حلقه اى از دانشجويان فلسطينى را دور خود جمع كرد و شما مى دانيد كه دهه ۱۹۵۰ دهه پرتلاطمى است.
•آيا عرفات در اين ماجرا شركت داشته؟
بله، مى گويند در جنگ ۱۹۵۶ عرفات شركت داشته است. در خاطراتش گفته كه در عمليات مين جمع كنى در كانال سوئز شركت داشته. به هرحال او در دوره جوانى خيلى درگير مسائل سياسى بود و مى توان گفت عرفات بنيانگذار جنبش مقاومت فلسطين مدرن است. بعد از جنگ ۱۹۴۸ در زمانى كه هيچ چيز نبود، همه به خواب فرو رفته بودند، سرخوردگى بر همه مسلط شده بود، عرفات شروع به سازماندهى مجدد مبارزات كرد.
چهار مرد مبارز فلسطينى راهى كويت مى شوند براى يافتن كار. حالا هر چهار نفر فارغ التحصيل شده اند و رويايى بزرگ در سر دارند. «ابوعمار»، «ابوجهاد»، «ابواياد» و «ابولطف» از حلقه ديگرى كه همزمان با تيم عرفات كار خود را شروع كردند، حلقه ديگرى كه در كويت بود، برادران هانى الحسن بودند.بلال الحسن و دو سه تاى ديگر. عرفات در آنجا همه اينها را متحد كرد...در سال ۱۹۵۹ فتح شكل گرفت. اينها تصميم گرفتند بعد از اينكه پايگاه فتح مستحكم شد به داخل سرزمين هاى اشغالى بروند و مبارزات مسلحانه را براى مرحله بعدى شروع كنند. فتح به سرزمين هاى اشغالى رفت و مشغول عمليات سرى شد، جذب نيرو و كارهاى ابتدايى كه هر جنبش چريكى انجام مى دهد. به قول متخصصين جنگ هاى چريكى، فاز توطئه! فازى كه مرحله جمع آورى اسلحه و يارگيرى است.
•اولين عمليات آنها چه زمانى بود؟
درست شب ژانويه اولين عمليات شروع شد. اينها اطلاعيه بسيار معروفى دادند، اطلاعيه اى يك صفحه اى كه با آيه قرآن شروع مى شد. گفتند ما براى آزادى فلسطين اين جنبش را شروع كرديم، كارها ادامه خواهد داشت تا آزادى فلسطين.
اين عمليات ادامه پيدا كرد، البته به صورت پراكنده. عمليات كه ادامه پيدا كرد، دولت اسرائيل متوجه پديده جديدى شد كه يك گروهى هستند، عمليات مسلحانه مى كنند و مشكلاتى درست كرده اند.
به موازات عمليات مسلحانه سازمان فتح، اسرائيل شروع به عمليات تلافى جويانه كرد عليه اردن! چون معتقد بود اردن از «فتح» حمايت مى كند. چندين دهكده اردنى را بمباران كردند. بحران بالا گرفت و باعث شد كه اردن به سمت مصر يعنى جمال عبدالناصر برود.
هسته اى از كشورهاى عرب در ۱۹۶۶ شكل گرفت. سوريه هم به اينها پيوست.
•واكنش ساف به رهبرى احمد شقيرى در همين مقطع زمانى چه بود؟
ساف در اين زمان هيچ كارى نمى كرد. احمد شقيرى يك دفترى داشت و زمانى كه فضا راديكال شد، او شروع كرد به بحث و شعار دادن! مصاحبه  هاى خيلى تندى كرد و حرف هايى مانند اينكه يهودى ها را به دريا مى ريزيم. اسرائيل از بين مى رود. به هر حال تشنج بالا گرفت و در سال ۱۹۶۷ اعراب و اسرائيل در آستانه جنگ قرار گرفتند. اما در اوج اين تنش ها آتش جنگى روشن نمى شود، چرا؟ خب، مى دانيد ديگر چون خطر جنگ بود، آمريكا و شوروى نشستند مذاكره كردند و سازمان ملل ميانجيگرى كرد كه اينها جنگ را شروع نكنند و اوضاع آرام شد.
•اما واكنش اسرائيل نسبت به اين همه چه بود؟
اسرائيلى ها به اين نتيجه رسيدند كه اگر كارى صورت نگيرد، احتمال خطر بزرگى وجود دارد. چون مصر يك خطر نظامى بود تصميم گرفتند يك كار اساسى براى هميشه انجام دهند و موازنه قوا را برهم بزنند! در پنجم ژوئن محرمانه دو اسكادران اسرائيلى از زير خطوط رادار حمله كردند، تمام پايگاه هاى نظامى مصر نابود شد و آغاز برترى اسرائيل از اين زمان است.
•از تاثيرات عمليات كرامه پس از جنگ ۱۹۶۷ بر روند تحولات و خاصه مشروعيت بخشيدن بيشتر به شخص ياسر عرفات و جنبش فتح بگوييد.
جنگ ۱۹۶۷ كه يك ضربه بنيادى و اساسى به دنياى عربى بود، بنيه نظامى جهان عرب را از بين برد و به طور كلى اعراب متوجه شدند كه موازنه قوا به نفع اسرائيل شكسته شده است. هم ضربه اى بود به جمال عبدالناصر و هم ضربه اى به ناسيوناليسم عربى. شخص ناصر آمد، مسئوليت شكست را پذيرفت و استعفا داد. استعفاى او را نپذيرفتند، اما بعد از آن اتحاديه افسران آزاد دچار مشكلاتى شدند. عبدالحكيم عامر خودكشى كرد و روحيه يأس و نااميدى بسيار گسترده اى بر جهان عرب حاكم بود. فلسطينى هايى كه تا ديروز مى گفتند، ما به زودى پيروز مى شويم و اسرائيلى ها را به دريا مى ريزيم، ديدند كه اوضاع معكوس شد. كميته مركزى فتح در چنين فضايى تصميم گرفت يك عمليات نظامى بسيار مهم انجام دهد تا روحيه از دست رفته را بازگرداند. نبرد «كرامه» سازماندهى شد. فكر مى كنم اكتبر يا نوامبر ۱۹۶۷ بود كه عمليات كرامه در كرانه باخترى انجام شد. عمليات بسيار گسترده اى بود. افرادى مانند ابواياد شخصاً در عمليات شركت داشتند.
•عرفات چه طور؟
عرفات را نمى دانم، ابو اياد در خاطراتش به اينها اشاره كرده است. دولت اسرائيل ناچار شد، ستون هاى ارتش زرهى را وارد كار كند. اسرائيلى ها و چريك هاى فلسطينى تعداد زيادى تلفات دادند. خبر اين حادثه بى نظير تمام مطبوعات جهان را فراگرفت. بحث جديدى به وجود آمد كه يك گروه فلسطينى، حمله كردند و ارتش اسرائيل چهل _ پنجاه كشته داده و خلاصه همه شوكه شدند! اين گونه بود كه «فتح» تصميم گرفت رهبرى خود را معرفى كند. ياسر عرفات مصاحبه كرد و اعلام كرد: «فتح» چيست و ما كى هستيم. از آن زمان عرفات معروف شد. تعداد بسيار زيادى از فلسطينى ها و كشورهاى عربى به جنبش فتح پيوستند.
•عرفات چگونه و در چه پروسه اى در راس ساف قرار گرفت؟
كميته اجرايى سازمان آزاديبخش فلسطين هر چند سالى انتخابات دارد. انتخابات از درون شوراى ملى فلسطين يعنى پارلمان انجام مى شود.
فلسطينى ها يك نظام پارلمانتاريستى دارند. پارلمان، دولت را انتخاب مى كند. شوراى ملى فلسطين مسئول انتخاب رئيس كميته اجرايى است. در سال ۱۹۶۸ كه جلسه شوراى ملى فلسطين برگزار شد و راى گرفتند، يكى از نامزدها عرفات بود. او با اكثريت بسيار قاطع برنده شد. چون شخصيت شناخته شده اى بود و تمام اعضاى شوراى ملى فلسطين به او راى دادند. او هميشه از طريق انتخابات و پارلمان فلسطين برنده شده. او سعى كرد، كرسى هايى را نيز به سازمان هاى چپ ماركسيستى بدهد...
•ساختار سياسى ساف و سمت و  سوى سياست هاى داخلى آن پس از قدرت گرفتن و تسلط كامل فتح بر ساف چگونه بوده است؟
ساف سمت و سوى خاصى نداشت. سازمانى بود كه اتحاديه عرب درست كرد، اما وقتى ما مى گوييم ساف يعنى الفتح. الفتح يك جنبش ملى بود. يعنى جنبشى ناسيوناليستى. مى گفتند ما فقط در راه آزادى فلسطين كار مى كنيم و در سياست هاى عربى مداخله نمى كنيم. يعنى سياست هاى بين العرب.
•ميزان رنگ و جلاى سكولاريسم در ناسيوناليسم فتح چه اندازه بوده است؟
ناسيوناليسم آنها به آن صورت جنبه سكولار خاص نداشت! اينها با مذهب هم آميزش داشتند و بسيارى از مذهبى ها عضو فتح بودند.

 
 
 
 

•آيا عرفات اساساً سكولار بود و يا رنگ و مايه اى از مذهب هم در مبارزات او ديده مى شود؟
خود عرفات تقريباً آدم ملى مذهبى بود. چون اگر توجه كنيد، در سخنرانى ها و اطلاعيه هايش مرتب آياتى از قرآن مى آورد. مى شود گفت فتح جنبشى ملى است با رگه هايى از مذهب. اما رگه هايى ضعيف! يعنى مذهب را باز به عنوان عنصر ملى فلسطينى قبول مى كردند. براساس ايدئولوژى ملى گرايى فلسطينى حركت كردند. گفتند هر كس از ما حمايت كند، ما از او كمك مى گيريم، تحت تاثير هيچ تشكيلاتى هم قرار نمى گيريم، نه عربى، نه غيرعربى، تا جايى اين كمك ها را مى پذيريم كه نخواهند در امور فلسطينى ها دخالت كنند!...
حتى جالب اينكه چهره هاى ماركسيستى هم در فتح حضور داشتند. چهره هايى مثل ابوموسى و ابوصالح ولى هسته اوليه فتح ملى بود، ماركسيست ها بعداً تحت پوشش ملى آمدند، نه به عنوان ماركسيست بلكه به عنوان حاميان سوريه و ابزار دست سوريه!
•جدا از سياست و استفاده سوريه از جريان چپگراى فلسطينى، جريان چپ چه نقش و سابقه اى دارند؟
جريان چپ فلسطينى داستانى جدا دارد. آنها بخشى از جريان چپ نوين دنياى عرب بودند.
جنبشى درست شده بود به نام جنبش ناسيوناليست هاى عرب. «حركه القومى العربيه» مركز اينها در بيروت بود. دانشگاه آمريكايى بيروت از يمن، عربستان، عراق هم در اين جنبش بودند، ولى بدنه اصلى اين جريان را دانشجوهاى فلسطينى رهبرى مى كردند، كه در راس آنها يك دانشجوى پزشكى مسيحى فلسطينى بود به نام «جورج حبش»!
•جورج حبش شخصيت بسيار جذابى داشت.
سخنور بود، باسواد بود و حلقه اى دور او جمع شده بودند. وقتى كه سازمان فتح شكل گرفت و شخص عرفات آمد، اينها تصميم گرفتند يك تشكيلات فلسطينى مجزا درست كنند از درون جنبش مقاومت عربى. در سال ۱۹۶۸ اينها گروهى تشكيل دادند به نام «جبهه خلق براى آزادى فلسطين» جبهه خلق، در واقع يك ائتلاف سراسرى بود ولى انسجام فتح را نداشت. گروه «جورج حبش» بود و پنج شش گروه ديگر. مانند «قهرمانان بازگشت»، مثل گروه «نايف حواتمه»، «احمد جبرئيل» و... همه اينها آمدند درون جبهه خلق ولى سال بعد، همه منشعب شدند! يك سال بعد جبهه خلق چهار پنج گروه شد!يكى شد جبهه خلق كه گروه «جورج حبش» بود و گروه اصلى. يكى شد جبهه دموكراتيك به رهبرى «نايف حواتمه» يكى جبهه خلق (فرماندهى كل) به رهبرى «احمد جبرئيل». يعنى هر كسى اسمى پيدا كرد جدا شدند... اما بدنه اصلى جورج حبش از همه قوى تر بود.
•حضور چپگراها در جلسات شوراى ملى فلسطين و در واقع پارلمان فلسطين چگونه بود؟
ماركسيست ها هم در جلسات شوراى ملى فلسطين شركت مى كردند. گاهى اوقات راى مى آوردند گاهى اوقات نمى آوردند ولى خود سازمان فتح و ياسر عرفات چون جنبه دموكراتيك داشت و سعى مى كرد مردمى باشد، هميشه زير بال و پر اينها به خصوص «جورج حبش» و «نايف حواتمه» را مى گرفت! حتى به «احمد جبرئيل» و اينها كه تندرو بودند، كرسى مى داد. در واقع يك دموكراسى انجمنى، آنجا وجود داشت. آنها راى نمى آوردند ولى عرفات مى خواست يك اجماع ملى باشد و به اينها كرسى مى داد. البته بايد بگويم سازمان هاى ماركسيستى فلسطين معروف بودند و در خاورميانه جايى داشتند و با بسيارى از سازمان هاى چپ ايرانى ارتباط داشتند ولى در داخل مردم فلسطين پايگاه خيلى گسترده اى نداشتند، البته بين جوانان پايگاه داشتند ولى مانند الفتح نبود.
•«جورج حبش» امروز كجاست؟ چگونه روزگار مى گذراند؟
خب مى دانيد كه جورج حبش مصاحبه معروفى با يكى از مجلات كرد كه متاسفانه به فارسى ترجمه نشده. او در آنجا تمام زندگى اش را گفته است. الان فلج است و رهبرى در دست كس ديگرى است. اما او همچنان رهبر جنبش چپ فلسطين محسوب مى شود. در جوانى خدمات زيادى در راه فلسطين كرده است. قطبى شد براى جمع آورى گروه ها در بيروت و دمشق. گروه عرفات در قاهره بودند ولى آنها در بيروت و دمشق جنبش تشكيل دادند.«قهرمانان بازگشت» نقش تاريخى آنها شكل دادن به جريان چپ فلسطين است. توانستند يك نهضت ناسيوناليستى چپ را سازماندهى كنند. راديكاليسم چپ ملى فلسطين! كشورهايى مانند اتحاد شوروى و نيز آنها حمايت مى كردند.
•سياست اتحاديه شوروى در قبال مبارزات جنبش رهايى بخش فلسطين چه بود. آيا كمك هاى شوروى به گروه هاى چپ بيشتر بود؟
نه، اتحاد شوروى از همه حمايت مى كرد. اتحاد شوروى از فتح بيشتر حمايت مى كرد و سياستش اين نبود كه تفرقه بيندازد. بلكه بيشترين كمك ها را مى كرد. البته اول چين و بعد شوروى بيشترين كمك ها را به فتح كردند.
•و اما تب وتاب مبارزه در فلسطين در مقطعى از تاريخ همزمان با مبارزه آزاديخواهان ايران با نظام سلطنتى بود.
بله، در دوره شاه وقتى از سال ۱۳۴۰ به بعد اپوزيسيون راديكال شد، اكثر اپوزيسيون ايران يك جايى به فلسطين وصل مى شدند. آن دوران، دوران ضدامپرياليستى بود. چپ جهانى، رمانتيسيسم و اين بحث ها. ايرانى ها از مليون راديكال گرفته تا چپ ها مجاهدين خلق و حتى مذهبى هاى سنتى با گروه هاى فلسطينى ارتباط داشتند. از امام خمينى هم سئوال كردند آيا كمك به سازمان فتح جايز است از محل سهم امام. ايشان اطلاعيه دادند و گفتند همه مى توانند كمك كنند. گروه هاى ماركسيستى مانند چريك هاى فدايى نيز با جبهه خلق ارتباط داشتند. در اردوگاه هاى آنها آموزش مى ديدند. سازمان هايى مانند مجاهدين خلق با فتح ارتباط داشتند. در مورد مليون فقط چهره هاى راديكال ارتباط داشتند.
• گفته مى شود كه عرفات در اخوان المسلمين عضو بوده؟
شايعاتى وجود دارد كه عرفات شايد در اخوان المسلمين فعاليت هايى مى كرده. «خليل الوزير»، «ابوجهاد» كه عضو بودند. بنابراين اينها يك وابستگى هاى ضعيفى به گروه هاى اسلامگرا داشتند ولى اسلامگرا يا بنيادگرا نبودند، ملى گرا بودند. از همين رو، بسيارى از گروه هاى خاورميانه، عرب و غير عرب را به سوى خود جلب كردند. شخصيت هاى بسيار متفاوتى عضو شوراى ملى فلسطين شدند. از سراسر جهان مثل ادوارد سعيد، خالد رشيد خالدى، محمود درويش، سميح القاسم، يعنى شعرا، شخصيت هاى مذهبى، استادان، نويسندگان و...
• اين افراد چه گرايش فكرى داشتند؟
تقريباً بدنه اصلى سكولار بود ولى خب مذهبيون هم در ميان آنها بودند، حتى رئيس شوراى ملى فلسطين يك روحانى بود.
• آغاز بحث صلح در كدام مقطع تاريخى بود؟
عبدالناصر به خاطر ضرباتى كه خورده بود طرح راجرز را در سال ۱۹۶۹ پذيرفت. اين آغاز بحث صلح بود. اول قطعنامه ۲۴۲ بود ولى هيچ كس آن را نپذيرفت. نه اسرائيل، نه فلسطينى ها و نه ساير اعراب. ناصر، براى اولين بار طرح راجرز را پذيرفت و در حوزه عربى، صلح و سازش و همكارى جاى خود را باز كرد.
•اوايل دهه ۷۰ و سال هاى پس از سپتامبر سياه چگونه بود؟
در حادثه سپتامبر سياه صدها فلسطينى توسط اردن كشته شدند و ضربه سختى به فلسطينى ها وارد شد. اينها آواره شدند. رفتند لبنان و بعد هم كه ناصر درگذشت. مرگ ناصر هم ضربه جديدى بود. چون ديدند ديگر آن چهره انقلابى نيست كه به آنها كمك كند، در اوايل دهه ،۷۰ ياسر عرفات و تشكيلات او آمد و در مورد صلح نشستى را برگزار كرد. گفتند اين طور نيست كه ما هر چيزى را رد كنيم. بيانيه اى را منتشر كردند كه به بيانيه ده ماده اى فتح مشهور بود.
• مفاد و نكته اصلى اين بيانيه چه بود؟
در اين بيانيه بر اصول قديمى تاكيد كردند اما نكته آن،  اين بود كه ما كشور فلسطين را در هر نقطه از خاك فلسطين كه بشود تاسيس مى كنيم. يعنى منتظر آزادى تمام فلسطين نبودند. جورج حبش به بيانيه ده ماده اى فتح حمله كرد. ساير گروه هاى چپ هم حمله كردند و اما اين بيانيه يكى از اصول آنها شد و روزنه اى را براى مذاكره باز كرد.
• اكتبر ،۱۹۷۳ جنگ بين مصر و سوريه با اسرائيل، حمله غافلگيركننده اين دو كشور به اسرائيل، آيا عرفات در جريان اين حمله قرار داشت؟
بله، لحظات آخر، عرفات هم در جريان بود. ولى عرب ها پيروز نشدند. چون آمريكا به برترى اسرائيل كمك كرد. پس از اين ماجرا در سال ۱۹۷۴ و ،۱۹۷۵ سادات رفت به سوى صلح و در اين سال ها قرارداد سينا يعنى ترك مخاصمه ميان مصر و اسرائيل امضا شد. قرار شد وضع صحراى سينا هم بر اساس قرارداد بعدى مشخص شود.
• در اين مقطع فلسطينى ها راهى لبنان مى شوند استقبال لبنانى ها از فلسطينى ها در اين مقطع تاريخى چگونه بود؟
ببينيد، وقتى فلسطينى ها به تدريج آمدند لبنان، لبنانى ها، فلسطينى ها، را نمى پذيرند! مى گفتند اينها با ما بيگانه هستند. آنها مسلح بودند. مسائل اجتماعى و اخلاقى مطرح بود و لبنانى ها دلخور بودند. به خصوص اينكه در دهه ،۱۹۶۰ دولت لبنان زير نظر مسيحيان بود. آنها اصلاً در جبهه عربى نبودند و مى خواستند لبنان هويت مستقلى داشته باشد. فلسطينى ها كه آمدند، راديكاليسم عربى را تقويت كردند. جبهه ناسيوناليست هاى عرب آنجا بود. «وليد جنبلاط»، «كمال جمبلا»، ناصريست ها و «مرابطون» و... دولت لبنان به آنها فشار مى آورد شما اينجا كه آمده ايد نبايد عمليات مسلحانه داشته باشيد...
• بر اساس قرارداد ۱۹۶۹ قاهره، حمل سلاح و عمليات مسلحانه توسط فلسطينى ها محدود مى شود. آيا چنين قراردادى در لبنان هم اجرا شد؟
خير، اجرا نشد. بعد از سپتامبر ۱۹۷۰ كه فلسطينى ها به تدريج آمدند به لبنان، ساف در لبنان نيرويى بسيار قدرتمند شد دولت در دولت پديد آمد. يعنى همه كاره لبنان در درجه دوم ياسر عرفات بود. خيلى قدرت داشت. در جنوب، در بيروت، در شمال اردوگاه هاى مفصل، اسلحه و حدود بيست هزار چريك فلسطينى آنجا بودند. فلسطينى ها يك پديده اجتماعى در لبنان شدند. مشكل شيعيان براى لبنان درست شد.
• مشكل اصلى با چه گروه هايى بود؟
البته شما مى دانيد، مشكل اصلى شيعيان بيشتر با فلسطينى ها نبود. اگر شما گزارش معروف و نامه چمران در ۱۹۷۴ به مهندس بازرگان را بخوانيد، مى بينيد آنجا گفته دلخورى شيعيان اين بود كه بعضى از گروه هاى فلسطينى به خصوص گرايش هاى چپ كارهايى انجام مى دادند كه باعث نارضايتى جامعه مذهبى شيعه مى شد. چمران در همان جا به عرفات مى گويد، ما گفتيم يك روزى اين گروه هاى ماركسيستى براى شما و «فتح» مشكل درست مى كنند. اسم هم مى برد. بعداً هم بعضى از اينها به طرفدارى از حافظ اسد اسلحه به دست گرفتند.
•نقش كشورهاى عربى در اين ميانه چه بود؟
مصر به سمت صلح مى رفت. سوريه مرتب دنبال اعمال نفوذ بود. سازمان الصاعقه را علم كرده بود عليه فتح. حزب بعث عراق، جبهه آزاديبخش فلسطين را درست كرده بود. بعد هم ابونضال را اصلاً درست كردند كه عرفات را ترور كند. مى خواستند عرفات آدم اينها بشود. عرفات هم چهره مستقلى بود. او مرتب از زير نفوذ اينها مى گريخت... به هر حال جامعه مسيحى لبنان، فلسطينى ها را نمى پذيرفت. جنگ هاى داخلى ۱۹۷۵ پيش آمد. قضيه تل زعتر و...
•پس از پيمان كمپ ديويد چه شد كه اسرائيل دوباره رويكرد نظامى را با اشغال جنوب لبنان در پيش گرفت؟
بحث بسيار مهمى رخ داد، اسرائيلى ها به اين نتيجه رسيدند كه كار دنياى عرب تمام است. مصر از جبهه خارج شده، سوريه و عراق هم كارى نمى كنند و تنها نيرويى كه دارد مزاحمت ايجاد مى كند و امنيت اسرائيل را به خطر انداخته، سازمان آزاديبخش فلسطين است. آنها حدود بيست هزار نيروى مسلح در لبنان داشتند از راه دور عمليات انجام مى دادند.با كاتيوشا، خمپاره انداز و عمليات گروه هاى كماندويى فتح در داخل فلسطين هم بود. اسرائيل در ۱۹۸۱ تصميم گرفت سازمان آزاديبخش فلسطين را از صحنه خارج كند. ماجراى حمله ژوئن ۱۹۸۲ به بيروت پيش آمد.بيروت دو ماه در محاصره و زير بمباران جنگنده هاى اسرائيل قرار مى گيرد. چشم انداز صلح باز هم دور مى شود و جنگ خانمانسوز ادامه مى يابد. بيروت شده بود ويرانه. عرفات، ابوجهاد و ابواياد مقاومت مى كردند. دولت لبنان هم خنثى بود. اسرائيل اعلام كرد ما بمباران بيروت را قطع نمى كنيم مگر آنكه ساف از لبنان خارج شود. هيچ كس از جهان عرب هم به كمك اينها نيامد.
•جمهورى اسلامى چگونه وارد كارزار فلسطين شد؟
در ايران يك بحثى مطرح شد كه ما برويم به فلسطينى ها در لبنان كمك كنيم. يك تيم نظامى هم رفتند، رئيس ستاد ارتش، فرماندهان سپاه و ارتش رفتند به دمشق كه ببينند چگونه مى توان كمك كرد؟
ظاهراً سورى ها، مقامات ايرانى را قانع كردند كه اين راهش نيست. شما اگر مى خواهيد كمك كنيد، نيروهايى بفرستيد اينجا، تربيت كنيد كه پس از اين، سپاه پاسداران رفت آنجا و به حزب الله و تشكيلات حزب الله كمك كرد. امام خمينى هم بعداً اعلام كرد اين يك توطئه بود مى خواستند ما را بكشانند آنجا تا ما از جنگ واقعى خود كه با عراق داريم غافل شويم. سرانجام، عرفات از لبنان خارج مى شود. زير چتر نيروهاى سازمان ملل فلسطينى ها از لبنان خارج مى شوند.
•اما تعامل حافظ اسد با اين موضوع چگونه بود؟
حافظ اسد انتظار داشت حالا كه لبنان از دست رفت، عرفات دفاتر ساف را به دمشق بياورد. عرفات چون مى خواست مستقل باشد و زير نفوذ سوريه نرود، دفتر سياسى ساف را به يك كشور بى طرف، يعنى تونس منتقل كرد. نيروهاى نظامى را به پادگانى در يمن بردند. حافظ اسد احساس كرد به او توهين شده است. برنامه ريزى كردند براى ايجاد شكاف درون فلسطينى ها جنگ داخلى بين فلسطينى ها در ۱۹۸۳ براى اولين بار رخ مى دهد و ده ها نفر كشته و زخمى مى شوند.عرفات راهى بندر طرابلس مى شود. اينجا رابطه بين فتح و اخوانى هاى قديم به يارى عرفات آمد. «شيخ سعيد شعبان» كه رهبر جنبش توحيد اسلامى بود اعلام كرد برادرى اسلامى حكم مى كند كه ما از برادران فلسطينى خود حمايت كنيم. سوريه تصميم داشت به طرابلس حمله كند.سوريه مجبور به عقب نشينى مى شود. در ،۱۹۸۳ عرفات از طرابلس خارج مى شود. گروه هاى چپ فلسطينى به دمشق مى روند و عرفات به تونس.عرفات به اين نتيجه رسيد كه ديگر هيچ راهى نيست. او اولين شخصى بود كه رفت و در قاهره با مبارك ديدار كرد. رفتن عرفات به قاهره، آغاز بازگشت مصر بود. عرفات اعلام كرد همين محافظه كاران عرب خيلى بهتر هستند.
قرارداد ،۱۹۸۵ با رفتن عرفات به اردن براى تشكيل يك كنفدراسيون فلسطينى امضا مى شود. اين يك ابتكار جديد بود.يعنى فلسطين و اردن با هم يك كشور تشكيل بدهند. البته مشكلاتى وجود داشت و مى دانستند كه نمى شود.
• از همين نقطه بود كه عرفات به صلح رو آورد.
البته در همان زمان هم كارهايى مى كردند. حتى ابوجهاد هسته اى كماندويى را فرستاد در «ديمونا» مركز هسته اى اسرائيل آنجا يك اتوبوس حامل دانشمندان هسته اى اسرائيل را زدند و چند نفر كشته شدند، بعد از اين قضيه موساد، ابوجهاد را با يك واحد كماندويى كه به تونس فرستاد، ترور كرد.
• ،۱۹۸۸ ساف تصميم مى گيرد كنگره فوق العاده فلسطين را در الجزيره تشكيل دهد. شوراى ملى فلسطين تشكيل مى شود و ياسرعرفات رسماً تشكيل كشور مستقل فلسطين را اعلام مى كند. اما موضع گروه هاى راديكال چه بود؟
آنها دو پهلو حرف مى زدند. شوروى هم از راديكال ها حمايت نمى كرد. تنها سوريه از آنها حمايت مى كرد. ولى آنها هم اين اعلام استقلال را پذيرفتند، فقط ماند آمريكا، اسرائيل، آفريقاى جنوبى كه كشور مستقل فلسطينى را نپذيرفتند. بعضى از كشورهاى منطقه از جمله ايران نيز از موضع راديكال مخالفت كردند.
•پس از آنكه آمريكا عرفات را براى شركت در اجلاس مجمع عمومى راه ندادند، مجمع عمومى سازمان ملل تصميم گرفت اجلاس خود را در ژنو برگزار كند عرفات در ژنو چه گفت؟
او آنجا راجع به حقوق مردم فلسطين صحبت كرد و گفت ما مردم صلح طلبى هستيم عرفات سه تصميم پارلمان فلسطين را كه خواسته آمريكا هم بود، اعلام كرد. يكى اينكه اسرائيل را به رسميت مى شناسيم به شرطى كه آنها هم دولت فلسطينى را به رسميت بشناسند. قطعنامه ۲۴۲ پذيرفته شد و عمليات نظامى در خارج از سرزمين هاى اشغالى عليه اسرائيل از سوى عرفات محكوم شد زمينه مساعد براى گفت وگو پس از جنگ خليج فارس فراهم مى شود. مذاكرات آمريكا و ساف در جريان و مقدمات برگزارى اجلاس مادريد برگزار مى شود، اما اسرائيل باز هم عرفات را به رسميت نمى شناسد، نمايندگان ساف زير پوشش هيأت اردنى راهى اجلاس مى شوند. اما پيش از آن جنگ خليج فارس اتفاق مى افتد: در سرزمين هاى فلسطينى مردم شروع كردند به حمايت از صدام حسين. عرفات مانده بود كه چه كار كند.
•آيا عرفات رسماً از صدام حسين در حمله به كويت حمايت كرد؟
ببينيد، عرفات از صدام حسين حمايت نكرد، ولى محكوم هم نكرد، چون نگران بود. بخشى از نيروهاى فلسطينى پادگان هايى در عراق داشتند و اين موضع قاطع نگرفتن عرفات باعث دلخورى عربستان سعودى، كويت و آمريكا شد. شايع شده كه عرفات حمايت كرد ولى حمايت روشن نكرد! بعضى از اين گروه هاى فلسطينى خوشحال بودند كه حالا صدام حسين كويت را مى گيرد. بعد هم جاهاى ديگر را مى گيرد! و با يك قدرت بزرگ عربى، فلسطين را آزاد مى كند!
•سال هاى دهه ۸۰ دوران پاگيرى گروه هاى اسلام گراى منطقه است، اما چرا اين جنبش ها در دوران هژمونى فتح رشد نكرد؟
چون زمينه اى نبود. عرفات هم كه آدم ضدمذهبى نبود. تا اينكه وقتى ناسيوناليسم عربى شكست خورد، بنيادگراى اسلامى در منطقه رشد كرد و گفتمان غالب شد. اما در داخل فلسطين باز گفتمان فتح و ساف همچنان حرف اول را مى زد.بنيانگذار گروه جهاد اسلامى و رهبر آن مرحوم دكتر فتحى شقاقى بود. او دانشجوى پزشكى در قاهره بود. انقلاب ايران كه رخ داد او تحت تاثير انقلاب قرار گرفت. كتابى هم در زمان دانشجويى نوشت به نام: «الخمينى الحل و البديل» يعنى امام خمينى هم راه حل و هم آلترناتيو.
•پس از عرفات ممكن است اختلافاتى در فتح پيش بيايد؟
ممكن است اسلامگرايان برتر شوند ولى آنها پختگى سياسى ساف را ندارند. جامعه فلسطينى به ساف به عنوان نماينده خود نگاه مى كند. احتمالاً دولت خودگردان و طرفداران عرفات اوضاع را سر و سامان مى دهند.
•و گزينه رياست دولت خودگردان فلسطين پس از عرفات؟
ببينيد هيچ كس از نظر تاريخى جاى عرفات را نمى گيرد. چون شخصيت هاى تاريخى كه مى توانستند جاى او را بگيرند همه از صحنه حذف شدند. دو نفر از آنها را اسرائيل ترور كرد ابوجهاد و ابواياد. يكى از اعضاى تاريخى آنها آقاى «فاروق قدومى» قهر كرد. او مخالف اسلو است. اصلاً در دستگاه دولت خودگردان نيست. البته ابومازن از اعضاى قديمى است. بايد ببينيم، فلسطينى ها چه تصميمى مى گيرند؟
 

 
 
 
شرق آنلاين
صفحه اول
ايران
مجلس
جهان
اقتصاد
ديپلماسى
سياست
آسيا و خاورميانه
اروپا و آمريكا
اقتصاد ايران
اقتصاد جهان
بازار
ورزش
جامعه
ويژه يك
حادثه
ويژه دو
ويژه سه
ويژه چهار
ويژه پنج
ويژه شش
ويژه هفت
ويژه ده
ويژه نه
ويژه هشت
ويژه يازده
ويژه دوازده
صفحه آخر
آرشيو
.