گفت وگو با دكتر حميد احمدى
درباره نقش تاريخى ياسر عرفات
«من امروز با خود يك شاخه زيتون و يك اسلحه جنگى
همراه آورده ام. نگذاريد شاخه زيتون از دست من
بيفتد!»
عرفات تجسم آرزوهاى يك ملت بود! چه
خوشمان باشد و چه نه! روياى مجسم فلسطين! خطا نيز
در كارنامه داشت، اما او ياسر عرفات بود! حتى آن
هنگام كه در هفتاد و پنج سالگى واپسين ثانيه ها را
بر تخت بيمارستانى نظامى در حومه پاريس نفس
مى كشيد، باز هم ابتكار عمل را در دست خود داشت.
خبرنگارى هوشيار در گزارش خود، به گردش پيكر عرفات
به صورت سمبليك در سه قاره (اروپا، آفريقا و آسيا)
اشاره كرد و اينكه گويى پس از مرگ نيز آرمان
فلسطين بر دوش پررنج ابوعمار سه قاره را پيمود و
باز هم روياى فلسطين را در يادها جارى كرد!....
بارى يك ماهى پس از كوچ ابدى ابوعمار با كارشناس
برجسته مسائل خاورميانه به گفت وگو نشستيم.
دكتر حميد احمدى دانشيار علوم سياسى دانشگاه تهران
و پژوهشگر ارشد مركز مطالعات و تحقيقات استراتژيك
خاورميانه صاحب آثار و تحقيقات پردامنه اى در خصوص
مناقشه تاريخى اعراب و اسرائيل است. از جمله آثار
او مى توان به نوشتارها و ترجمه هايى چون
«ريشه هاى بحران در خاورميانه»، «تاريخ انقلاب
فلسطين» و... اشاره كرد. دكتر احمدى درباره سابقه
تاريخى حضور اسرائيل و قوم يهود در منطقه
خاورميانه مى گويد: «... در قرن نوزدهم در بين
يهوديان جنبشى پا گرفت مبنى بر آن كه ما بايد به
سرزمين باستانى مان برگرديم. «هرتسل» اين موضوع را
تئوريزه كرد. اروپائيان هم كمك كردند. تشكيلاتى به
وجود آمد و بالاخره بعد از اعلاميه بالفور با كمك
انگلستان مهاجرت شروع شد. زمين خريدند. گروه هاى
مسلح تشكيل دادند تا اينكه پس از گذشت سى سال از
شكل گيرى قيوميت، جنبش صهيونيستى روز به روز
قوى تر شد. از دهه ۱۹۴۰ به بعد اينها با انگلستان
در افتادند ولى حمايت آمريكا را به دست آوردند.
بعد از جنگ جهانى دوم كه بحران شروع شد، بدنه اصلى
اسرائيل شكل گرفته بود. ارتش، تشكيلات اقتصادى،
شهرك هايى درست كردند تا اينكه انگليس از آن منطقه
اعلام خروج كرد...»
او درباره حكايت خريد
زمين هاى فلسطينى توسط يهوديان و نيز سابقه تاريخى
اين داستان مى گويد: «نه تنها در ايران، متاسفانه
در جاهاى ديگر در تركيه و حتى در غرب برداشت اين
است كه زمين ها را خريده اند و خود فلسطينى ها
زمين هايشان را فروخته اند! ولى به شما مى گويم
اين يك اشتباه بزرگ تاريخى است. يعنى كل زمين هايى
كه سازمان جهانى صهيونيست توانست بخرد به دو يا
چهار درصد بيشتر نمى رسيد! اسناد همه اينها هست.»
سابقه تاريخى حضور يهوديان در منطقه به چه صورت
بوده است: «اين مسئله به آمال جنبش صهيونيستى
بازمى گردد. آنها دوره اسرائيل باستان را در زمان
حضرت داوود، سليمان و بعد از اينها ذكر مى كنند.
دولتى كه توسط آشورى ها و در نهايت دولت روم از
بين رفت. خب! يك سابقه تاريخى وجود دارد. در آنجا
حضور داشتند. اما بعد از فروپاشى در تاريخ هفتاد
پس از ميلاد آنها ديگر حضور سياسى نداشتند...»
•اصل و اساس انديشه سازمان آزاديبخش فلسطين را
اتحاديه عرب بنيان گذاشته است. اين فكرى بود كه
اعراب دنبالش بودند، تا فلسطينى ها.
علت اين
بود كه در كنفرانس هاى سران عرب به خصوص اوائل دهه
۱۹۶۰ اين بحث مطرح شد كه بايد كارى براى فلسطين
انجام داد.
•سرمنشاء اين عزم، ملى كردن كانال
سوئز نبود؟
بله ملى كردن كانال سوئز باعث شد
اسرائيل در كنار بريتانيا و فرانسه به مصر حمله
كند. مى خواستند عبدالناصر را سرنگون كنند. از
آنجا بود كه ناسيوناليسم عرب رشد كرد و مسئله
فلسطين بخشى از اين ناسيوناليسم شد. در حالى كه
پيش از اين وضع به شكل ديگرى بود...
•سابقه
تاريخى و تفاوت دو جريان عمده مبارزاتى فلسطين
(جريانى با هدايت كشورهاى عربى و ديگرى جريان
خودجوش برآمده از دل مبارزات مردم فلسطين) در
چيست؟
يك جريان از طرف اعراب يعنى سران عرب شكل
گرفت كه ناصر در راس آن بود. همان سازمان آزاديبخش
فلسطين. در ۱۹۶۴ در كنگره سران عرب تصميم گرفته
شد، چنين سازمانى درست شود. به موازات اين و شايد
قبل از اين، خود فلسطينى ها، نسل جديد و جوانان
آنها در نقاط مختلف دنيا مثل بيروت و قاهره دنبال
شكل دهى هسته هاى مقاومت بودند. يعنى هسته هاى
مقاومت فلسطينى! بنابراين ساف جريانى عربى بود و
به دست اعراب درست شد... اين سازمان توسط كشورهاى
عربى، حمايت مالى شد و مقرراتى هم حتى برايش تعيين
كردند.
اين سازمان فراگير بود، قرار بود در
آينده به تاسيس دولت فلسطينى بينجامد. نوعى مقابله
با آنچه سازمان جهانى صهيونيست كه «هرتسل» در
اواخر قرن نوزدهم بنيان گذارى كرد.
•از تشكيلات
سازمان آزاديبخش فلسطين بگوييد.
سازمان
آزاديبخش فلسطين كه شكل گرفت، دو تشكيلات بنيادى
داشت. يكى كميته اجرايى (دولت) و ديگرى شوراى ملى
فلسطين(پارلمان). آن زمان «احمد شقيرى» به عنوان
رئيس كميته اجرايى ساف انتخاب شد و شد رئيس ساف.
بعداً در كنفرانس بغداد دوباره بازنگرى شد در مورد
ميزان كمك ها. هر كشور عربى بعد از آن متعهد شد،
كمك هاى خاصى به اين سازمان بدهد تا بتوانند از
قضيه فلسطين حمايت كنند...
•چگونه ساف اوليه به
صورت ابزارى در دست كشورهاى عربى درآمد؟
اين طورى نشد. يعنى بايد توجه كرد كه ما يك ساف
داريم و يك گروه هاى مقاومت فلسطينى. آقاى شقيرى
از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ رئيس كميته اجرايى بود. در
سال ۱۹۶۸ ياسر عرفات كه رهبر جنبش الفتح بود و
محبوبيت زيادى بعد از نبرد كراهه به دست آورده
بود، پس از روحيه ياس ناشى از جنگ ۱۹۶۷ ايشان رئيس
كميته اجرايى شد و تا هنگام مرگ رئيس كميته اجرايى
بود. هيچ وقت هم آلت دست كشورهاى عربى نشد. يكى از
مشكلات عرفات هم همين بود كه هيچ وقت نخواست ابزار
دست كشورهاى عربى شود. شخصيت بسيار مستقلى داشت.
كمك مى گرفت ولى ابزار دست نمى شد. به همين دليل
كشورهايى نظير سوريه، ليبى و عراق بعثى، همه با او
درافتادند و گرفتارى هاى زيادى درست كردند.
بنابراين ساف پس از رياست عرفات بر آن هيچ وقت
ابزار دست كشورهاى عربى قرار نگرفت، بلكه اين
گروه هاى ديگر فلسطينى بودند كه توسط خود كشورهاى
عربى درست نشدند؛ مانند جبهه آزاديبخش فلسطين كه
عراق درست كرد يا سازمان الصاعقه كه سوريه درست
كرد، نيز سازمان ابونضال كه مرتب ترور مى كرد و
ابزار دست ليبى و گاهى اوقات سوريه و عراق بود. به
هرحال ساف هيچ وقت ابزار دست نشد و هميشه به عنوان
نماينده مردم فلسطين مستقل عمل كرد. به عنوان
سازمانى كه مسئول مبارزات مردم فلسطين بود...
•«ساف» سازمان مبارزاتى ديگر در مسير خود فراز و
فرودهايى بسيار را پشت سر گذاشته از نقاط عطف و
نيز مختصات اين فراز و فرودها در پروسه اى تاريخى
بگوييد.
فراز و فرود كه مى گوئيد هر تشكيلات و
سازمانى دارد.
اين فراز و فرودها را بايد در
بستر اجتماعى، سياسى خودش بررسى كرد. يعنى ساف در
يك منطقه اى به نام خاورميانه عمل مى كرد و در
چارچوب جهان عرب. بنابراين گرفتارى هاى زيادى با
جهان عرب داشت به دليل كسب حمايت مالى و اين
مسائل. نقاط عطف مهمى هم در مورد اين سازمان وجود
داشته، يك نقطه عطف مهم ورود عرفات به آن بود كه
در كميته اجرايى به رياست آن رسيد. نقطه عطف ديگر
سپتامبر سياه بود. سپتامبر ۱۹۷۰. چريك هاى فلسطينى
از منطقه فلسطين و اردن رفتند لبنان و نقطه عطف
ديگر بسيار مهم آنها حمله اسرائيل به لبنان در
۱۹۸۲ و اخراج ساف از لبنان بود و آغاز جنگ هاى
داخلى بين فلسطينى ها.
•و نيز مذاكره بسيار مهم
اسلو؟
بله، نقطه عطف مهم ديگر اسلو بود كه ساف
با اسرائيل وارد مذاكره شد و دولت اسرائيل را به
رسميت شناخت. البته نقطه عطف قبل از آن اجلاس ژنو
در ۱۹۸۸ بود كه خود اين اجلاس بعد از اجلاس
الجزاير شكل گرفت. فكر كنم نوامبر ۱۹۸۸ بود كه ساف
جلسه مهمى در الجزاير بر پا كرد، من هم آنجا دعوت
شده بودم. در آنجا ياسر عرفات تاسيس دولت فلسطينى
را اعلام كرد و اكثر كشورها آن را به رسميت
شناختند. بعد از آن اجلاس سازمان ملل در ژنو
برگزار شد. چون مى دانيد كه عرفات را به آمريكا
راه نمى دادند. عرفات در ژنو رسماً اسرائيل را به
رسميت شناخت و خواسته آمريكا را پذيرفت!
•سه
بند مهم قطعنامه ژنو چه بود؟
دولت اسرائيل را
به رسميت شناخت، تروريسم را محكوم كرد و قطعنامه
۲۴۲ سازمان ملل را پذيرفت.
•عرفات از كى و
چگونه وارد دنياى سياست شد؟
ياسر عرفات از
دوره جوانى به لحاظ خانوادگى در سياست درگير بود.
عرفات از طرف مادر عضو خاندان «حسينى» هستند. دو
خانواده برجسته از قرن نوزدهم به اين طرف در
فلسطين بوده به خصوص در اوايل قرن بيستم، اينها
رهبرى جنبش هاى محلى را برعهده داشتند. يكى خاندان
نشاشيبى و ديگرى خاندان حسينى. خاندان حسينى هميشه
رهبرى را برعهده داشت. يكى از اينها حاج
امين الحسينى بود كه خويشاوند عرفات بود. مفتى
بزرگ بيت المقدس و رهبرى جنبش ملى فلسطين. زمانى
كه طرفدار آلمان شد از فلسطين فرار كرد و در زمان
رضاشاه به ايران آمد. يكى از شخصيت هاى ديگر اين
خاندان، عبدالقادر الحسينى بود كه فرماندهى
فلسطينى ها را در جنگ ۱۹۴۸ به عهده داشت. به هر
حال عرفات در دوران كودكى در خاندان حسينى بزرگ
شد، خاندانى كه نبض سياست هاى فلسطين در دستش بود.
خود ياسر عرفات در سنين بين ۱۵ تا ۱۷ سالگى يعنى
در زمان وقوع جنگ ۱۹۴۸ منشى دايى اش «عبدالقادر
الحسينى» بود. بنابراين خيلى كارورزيده شده بود.
در جنگ سال ۱۹۴۸ فلسطينى ها آواره شدند. عرفات و
خاندانش هم در ميان آوارگان بودند. ابوعمار جوان
بود و هنوز در ابتداى راه.
•عرفات از كى در قاهره بود؟
در دوره جوانى
رفت قاهره، در آنجا وارد دانشكده قاهره شد و در
رشته مهندسى شروع به درس خواندن كرد. اوايل دهه
۱۹۵۰ عرفات در آنجا شروع كرد به سازماندهى جوانان
فلسطينى كه آنجا درس مى خواندند. خودش بود،
«ابواياد» بود كه به نام «صلاح خلف» معروف بود و
ادبيات مى خواند، «خليل الوزير» كه البته دانشجو
نبود و در غزه كماندو بود.
بعد «فاروق قدومى»
كه به نام «ابولطف» معروف است. عرفات حلقه اى از
دانشجويان فلسطينى را دور خود جمع كرد و شما
مى دانيد كه دهه ۱۹۵۰ دهه پرتلاطمى است.
•آيا
عرفات در اين ماجرا شركت داشته؟
بله، مى گويند
در جنگ ۱۹۵۶ عرفات شركت داشته است. در خاطراتش
گفته كه در عمليات مين جمع كنى در كانال سوئز شركت
داشته. به هرحال او در دوره جوانى خيلى درگير
مسائل سياسى بود و مى توان گفت عرفات بنيانگذار
جنبش مقاومت فلسطين مدرن است. بعد از جنگ ۱۹۴۸ در
زمانى كه هيچ چيز نبود، همه به خواب فرو رفته
بودند، سرخوردگى بر همه مسلط شده بود، عرفات شروع
به سازماندهى مجدد مبارزات كرد.
چهار مرد مبارز
فلسطينى راهى كويت مى شوند براى يافتن كار. حالا
هر چهار نفر فارغ التحصيل شده اند و رويايى بزرگ
در سر دارند. «ابوعمار»، «ابوجهاد»، «ابواياد» و
«ابولطف» از حلقه ديگرى كه همزمان با تيم عرفات
كار خود را شروع كردند، حلقه ديگرى كه در كويت
بود، برادران هانى الحسن بودند.بلال الحسن و دو سه
تاى ديگر. عرفات در آنجا همه اينها را متحد
كرد...در سال ۱۹۵۹ فتح شكل گرفت. اينها تصميم
گرفتند بعد از اينكه پايگاه فتح مستحكم شد به داخل
سرزمين هاى اشغالى بروند و مبارزات مسلحانه را
براى مرحله بعدى شروع كنند. فتح به سرزمين هاى
اشغالى رفت و مشغول عمليات سرى شد، جذب نيرو و
كارهاى ابتدايى كه هر جنبش چريكى انجام مى دهد. به
قول متخصصين جنگ هاى چريكى، فاز توطئه! فازى كه
مرحله جمع آورى اسلحه و يارگيرى است.
•اولين
عمليات آنها چه زمانى بود؟
درست شب ژانويه
اولين عمليات شروع شد. اينها اطلاعيه بسيار معروفى
دادند، اطلاعيه اى يك صفحه اى كه با آيه قرآن شروع
مى شد. گفتند ما براى آزادى فلسطين اين جنبش را
شروع كرديم، كارها ادامه خواهد داشت تا آزادى
فلسطين.
اين عمليات ادامه پيدا كرد، البته به
صورت پراكنده. عمليات كه ادامه پيدا كرد، دولت
اسرائيل متوجه پديده جديدى شد كه يك گروهى هستند،
عمليات مسلحانه مى كنند و مشكلاتى درست كرده اند.
به موازات عمليات مسلحانه سازمان فتح، اسرائيل
شروع به عمليات تلافى جويانه كرد عليه اردن! چون
معتقد بود اردن از «فتح» حمايت مى كند. چندين
دهكده اردنى را بمباران كردند. بحران بالا گرفت و
باعث شد كه اردن به سمت مصر يعنى جمال عبدالناصر
برود.
هسته اى از كشورهاى عرب در ۱۹۶۶ شكل
گرفت. سوريه هم به اينها پيوست.
•واكنش ساف به
رهبرى احمد شقيرى در همين مقطع زمانى چه بود؟
ساف در اين زمان هيچ كارى نمى كرد. احمد شقيرى يك
دفترى داشت و زمانى كه فضا راديكال شد، او شروع
كرد به بحث و شعار دادن! مصاحبه هاى خيلى تندى
كرد و حرف هايى مانند اينكه يهودى ها را به دريا
مى ريزيم. اسرائيل از بين مى رود. به هر حال تشنج
بالا گرفت و در سال ۱۹۶۷ اعراب و اسرائيل در
آستانه جنگ قرار گرفتند. اما در اوج اين تنش ها
آتش جنگى روشن نمى شود، چرا؟ خب، مى دانيد ديگر
چون خطر جنگ بود، آمريكا و شوروى نشستند مذاكره
كردند و سازمان ملل ميانجيگرى كرد كه اينها جنگ را
شروع نكنند و اوضاع آرام شد.
•اما واكنش اسرائيل نسبت به اين همه چه بود؟
اسرائيلى ها به اين نتيجه رسيدند كه اگر كارى
صورت نگيرد، احتمال خطر بزرگى وجود دارد. چون مصر
يك خطر نظامى بود تصميم گرفتند يك كار اساسى براى
هميشه انجام دهند و موازنه قوا را برهم بزنند! در
پنجم ژوئن محرمانه دو اسكادران اسرائيلى از زير
خطوط رادار حمله كردند، تمام پايگاه هاى نظامى مصر
نابود شد و آغاز برترى اسرائيل از اين زمان است.
•از تاثيرات عمليات كرامه پس از جنگ ۱۹۶۷ بر روند
تحولات و خاصه مشروعيت بخشيدن بيشتر به شخص ياسر
عرفات و جنبش فتح بگوييد.
جنگ ۱۹۶۷ كه يك ضربه
بنيادى و اساسى به دنياى عربى بود، بنيه نظامى
جهان عرب را از بين برد و به طور كلى اعراب متوجه
شدند كه موازنه قوا به نفع اسرائيل شكسته شده است.
هم ضربه اى بود به جمال عبدالناصر و هم ضربه اى به
ناسيوناليسم عربى. شخص ناصر آمد، مسئوليت شكست را
پذيرفت و استعفا داد. استعفاى او را نپذيرفتند،
اما بعد از آن اتحاديه افسران آزاد دچار مشكلاتى
شدند. عبدالحكيم عامر خودكشى كرد و روحيه يأس و
نااميدى بسيار گسترده اى بر جهان عرب حاكم بود.
فلسطينى هايى كه تا ديروز مى گفتند، ما به زودى
پيروز مى شويم و اسرائيلى ها را به دريا مى ريزيم،
ديدند كه اوضاع معكوس شد. كميته مركزى فتح در چنين
فضايى تصميم گرفت يك عمليات نظامى بسيار مهم انجام
دهد تا روحيه از دست رفته را بازگرداند. نبرد
«كرامه» سازماندهى شد. فكر مى كنم اكتبر يا نوامبر
۱۹۶۷ بود كه عمليات كرامه در كرانه باخترى انجام
شد. عمليات بسيار گسترده اى بود. افرادى مانند
ابواياد شخصاً در عمليات شركت داشتند.
•عرفات
چه طور؟
عرفات را نمى دانم، ابو اياد در
خاطراتش به اينها اشاره كرده است. دولت اسرائيل
ناچار شد، ستون هاى ارتش زرهى را وارد كار كند.
اسرائيلى ها و چريك هاى فلسطينى تعداد زيادى تلفات
دادند. خبر اين حادثه بى نظير تمام مطبوعات جهان
را فراگرفت. بحث جديدى به وجود آمد كه يك گروه
فلسطينى، حمله كردند و ارتش اسرائيل چهل _ پنجاه
كشته داده و خلاصه همه شوكه شدند! اين گونه بود كه
«فتح» تصميم گرفت رهبرى خود را معرفى كند. ياسر
عرفات مصاحبه كرد و اعلام كرد: «فتح» چيست و ما كى
هستيم. از آن زمان عرفات معروف شد. تعداد بسيار
زيادى از فلسطينى ها و كشورهاى عربى به جنبش فتح
پيوستند.
•عرفات چگونه و در چه پروسه اى در راس
ساف قرار گرفت؟
كميته اجرايى سازمان آزاديبخش
فلسطين هر چند سالى انتخابات دارد. انتخابات از
درون شوراى ملى فلسطين يعنى پارلمان انجام مى شود.
فلسطينى ها يك نظام پارلمانتاريستى دارند.
پارلمان، دولت را انتخاب مى كند. شوراى ملى فلسطين
مسئول انتخاب رئيس كميته اجرايى است. در سال ۱۹۶۸
كه جلسه شوراى ملى فلسطين برگزار شد و راى گرفتند،
يكى از نامزدها عرفات بود. او با اكثريت بسيار
قاطع برنده شد. چون شخصيت شناخته شده اى بود و
تمام اعضاى شوراى ملى فلسطين به او راى دادند. او
هميشه از طريق انتخابات و پارلمان فلسطين برنده
شده. او سعى كرد، كرسى هايى را نيز به سازمان هاى
چپ ماركسيستى بدهد...
•ساختار سياسى ساف و سمت
و سوى سياست هاى داخلى آن پس از قدرت گرفتن و
تسلط كامل فتح بر ساف چگونه بوده است؟
ساف سمت
و سوى خاصى نداشت. سازمانى بود كه اتحاديه عرب
درست كرد، اما وقتى ما مى گوييم ساف يعنى الفتح.
الفتح يك جنبش ملى بود. يعنى جنبشى ناسيوناليستى.
مى گفتند ما فقط در راه آزادى فلسطين كار مى كنيم
و در سياست هاى عربى مداخله نمى كنيم. يعنى
سياست هاى بين العرب.
•ميزان رنگ و جلاى
سكولاريسم در ناسيوناليسم فتح چه اندازه بوده است؟
ناسيوناليسم آنها به آن صورت جنبه سكولار خاص
نداشت! اينها با مذهب هم آميزش داشتند و بسيارى از
مذهبى ها عضو فتح بودند.