شماره ۱۹۱۳ - سال هفتم - پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۸۰
Thu, Sep 20, 2001
Politic sLogo.gif
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
يادداشت ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گپ سياسي
گپ سياسي
غرب از فاصله جهان اسلام و «بن لادن» بي خبر نيست
027390.jpg
فاصله ملتها و جوامع اسلامي خاورميانه با تفكرات گروههاي افراطي و راديكالي مثل بن لادن آنقدر عميق است كه حتي اگر سياستگذاران امريكا انگشت اتهام را به سوي پايگاههاي افراطيون در افغانستان نشانه روند كسي در جهان اسلام احساس نگراني و ترديد نمي كند اينكه مباني قدرت جنبش افراطي كه «اسامه بن لادن» آن را رهبري مي كند، كدام است و خط سير افراط گرايي ديني در جهان عرب چگونه با وقايع افغانستان پيوند خورد و كدام حائل ها، عملكرد خشونت آميز اين جريانها را از دنياي اسلام جدا مي كند؟ محورهاي گفت وگوي خبرنگار سياسي «ايران» با دكتر «حميد احمدي»، دانشيار علوم سياسي دانشگاه تهران و متخصص مسائل خاورميانه بويژه در زمينه جنبش هاي اسلامي و قومي است.

* امريكاييها و رسانه هاي غرب منشأ حادثه تروريستي اخير را بن لادن و همفكران او در گروههاي افراطي به نام عربهاي حاضر در افغانستان خوانده اند. زمينه پيدايش پديده موسوم به عربهاي افغاني چيست؟ اهداف اين گروههاي افراطي از حضور در قضاياي افغانستان چه بوده است؟
** اين پديده از نيمه دوم دهه ۸۰ ميلادي با سركوب جنبشهاي اسلامي راديكال در برخي كشورهاي مسلمان آغاز شد. اين گروهها بعداً به شبكه افراطيوني كه در عربستان فعال بوده و به مجاهدان افغاني در جنگ عليه شوروي كمك مي كردند مرتبط شده و وارد عرصه افغانستان شدند. اهدافي كه اين گروهها تعقيب مي كردند عبارت بود از: تضمين بقاي خود و نيز كسب آموزشهاي نظامي وايدئولوژيك. علاوه بر اين هدف مهم ديگر، اجراي وظايف ايدئولوژيك و به زعم خودشان جهاد در راه خدا و جنگ با الحاد بود. از اين رو اول عربستاني هايي به پاكستان و افغانستان رفتند كه مخالفتي هم با رژيم كشور خود نداشتند، حتي با هماهنگي دولت متبوع خود پاي در اين مسير نهادند. يكي از كساني كه از اواخر دهه ۸۰ نقش مهمي داشت «بن لادن» بود. بعدها مصريها و گروههاي راديكال اردني مثل شاخه راديكال اخوان المسلمين در اردن به رهبري عبدالله عزام هم به صحنه آمدند كه بعدها عزام در پيشاور كشته شد. تندروهاي الجزايري هم همراه با گروههاي تندروي چند كشور ديگر از راه رسيده و اين گروهها به عربهاي افغاني شهرت يافتند. در اوايل دهه ۹۰ كه جنگ تمام شد، اينها در جهان عرب تبديل به يك پديده شده و آماده پيكار با نظامهاي عربي و ايجاد نوع خاصي از به اصطلاح حكومت اسلامي با ديدگاه تندخود در كشورهايشان بودند. اين افراد همچنين از افكار سيدقطب در مصر، ابوالعلا مودودي در پاكستان يا محمد ابن عبدالوهاب (بنيانگذار وهابيت) تأثيراتي پذيرفته اند. به دليل آشنايي با وهابيون و شبكه بن لادن، اينها كم كم از گرايش روشنفكري اسلامي به گرايش افراطي رسيده و حتي جنبه هاي روشنگر انديشه «سيدقطب» را فراموش كرده و به سمت تحجر و خشونت رفتند. حوادث خشونت بار كشورهاي عربي در اوايل دهه ۹۰ مثل كشتارهاي الجزاير كه بخشي از آن توسط عرب هاي افغاني الجزاير صورت گرفت از نتايج كار اين گروهها در كشورهايشان بود.
* شبكه بن لادن در ميان جنبش هاي راديكال منطقه از نظر شما چه جايگاهي داشته است؟
** بن لادن متعلق به جريان فكري وهابيت است و اين جريان بين جنبشهاي اسلامي جايگاهي ندارد. جريان اصلي جنبش هاي اسلامي منطقه مثل اخوان المسلمين و شعبات آن و نيز گروههاي جهادي اوليه جهان عرب ارتباطي با وهابيون نداشته و آنها را كه بسيار متحجر و خشونت گرا هستند، قبول ندارند. اما شبكه بن لادن با قدرت مالي فراوان كه دارد بتدريج نه تنها بين افغانها، بلكه بين جنبشهاي اسلامي شبه قاره هند نفوذ كرد و نتيجه آن ظهور جريانهاي اسلامي متمايل به وهابيت در پاكستان و افغانستان شد، مثل گروههاي سپاه صحابه، حركت انصار و همچنين طالبان. يك ويژگي همه اين گروهها ضدشيعه بودن آنهاست كه تجلي آن را در حوادث و ترورهاي پاكستان مي بينيم.
* به عنوان متخصص در جنبشهاي خاورميانه، در جمع بندي خود آيا به ارتباط بين حوادث اخير امريكا با شبكه بن لادن باور داريد؟ آيا اظهارات امريكاييها شما را قانع مي كند؟
** من يك مطلع اطلاعاتي نيستم، بلكه به عنوان يك تحليلگر مي توانم بگويم ارتباط قوي يي بين اين دو پديده ديده مي شود. نوع عمليات و ميزان خشونت به كار رفته، همچنين جنبه هاي ايدئولوژيك يك قضيه به گروه بن لادن اشاره دارد و فكر مي كنم كسي جز بن لادن و شبكه جهاني و گسترده او قادر به اين كار نيست. مگر اينكه چيزهايي پشت پرده باشد كه ما خبر نداريم.
دامنه فعاليت و تحرك گروههاي تندرو طرفدار خط بن لادن تنها محدود به جهان اسلام نيست بلكه در اروپا و امريكاي شمالي و استراليا هم علايمي از حضور آنان مشاهده مي شود. يكي از شبكه هاي مهم اينترنتي آنها به نام نداءالاسلام، كه از حدود ۴ سال پيش فعال بوده از استراليا تغذيه شده و مصاحبه هاي ملاعمر و بن لادن و گاه مطالبي عليه ايران در آن ديده مي شود.
* برخي اين گروهها را مرتبط با دست پرورده سرويسهاي اطلاعاتي غربي مي دانند و برخي ديگر آنها را دشمنان سرسخت منافع غرب، در يك تحليل كارشناسي بالاخره موضع اين گروهها نسبت به غرب را چگونه مي بينيد؟
** رئيس اسبق C.I.A در فيلمي مستند گفته است كه با اطلاع سازمان امنيتي امريكا در دوره جنگ با شوروي ۲ميليارد دلار اسلحه و پول وارد منطقه شده است. بهره هايي براي بدنام كردن اسلام نيز از گروههاي تندرواسلامي به غرب رسيده، اما اينكه اينها خصوصاً در دهه ۹۰ دست پرورده و ابزاردست غرب باشند براي من اثبات نشده و محل ترديد است. رفتار اين گروهها به انديشه آنان بازمي گردد، انديشه يي كه به نظر ديگر اسلامگرايان، انحرافي و متحجرانه است. گروه بن لادن از سال ۱۹۹۲ به بعد حتي با نظام عربستان هم درافتاده است. درحالي كه آنها وهابي اند، پس اينها «نووهابيوني» افراطي اند كه ضديت آنها با غرب، ايدئولوژيك است و انديشه خاص آنها در ممنوعيت هايي كه طالبان براي مظاهر دنياي مدرن ايجاد كرده، متجلي است.
اين گروهها بر اين باورند كه امريكا و غرب در حال توطئه عليه آنها هستند و رژيمهاي عرب هم از طرف غرب و امريكا حمايت مي شوند. آنها به نوعي جنگ مذهبي دامن مي زنند و امريكا را سمبل صليبيت جديد كه مانع گسترش اسلام و ديدگاههاي آنان مي شود، مي دانند و از اين رو شايد مبارزه را امري مقدس و به تعبير خودشان جهاد تلقي مي كنند.
* آيا اين گروهها از چنان مشروعيت و اصالتي در دنياي اسلام برخوردار هستند كه اعمالشان مترادف با «اسلام» و جهان بيني اسلامي در سطح جهان شناخته شود؟
** خير، اكثر علماي اسلامي و روشنفكران و حتي جنبشهاي اسلامي اصيل بشدت با اين جريان مخالف اند و آثار زيادي در انتقاد از مشي فكري و عملي آنان انتشار داده اند و حتي معتقدند كه عملكرد آنان ضربه اساسي به اسلام در دوران معاصر وارد مي كند. بسياري از مسلمانان افكار انحرافي اين گروهها راكه تجلي آن رژيم طالبان است، نمي پسندند و با آن مخالفند. دولتهاي غربي هم به اين مسأله آگاهي دارند و نمايندگان آنها بارها اعلام داشته اند كه اينها را نماينده اسلام نمي دانيم. البته حوادث تأسف انگيزي مثل حمله به چند مسلمان در امريكا پس از آن فاجعه انساني، تا حدودي اجتناب ناپذير است اما در مجموع تا بدين جا رسانه هاي جهان در جلوگيري از انتساب اين حركت به مسلمانان و اسلام خوب عمل كرده و سعي كرده اند پروژه جنگ اديان را كه برخي دنبال مي كنند، مهار كرده و نشان دهند كه اين حوادث ارتباطي به كليت دنياي اسلام ندارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |