شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۱ ذيقعده ۱۴۲۳
Sat, Jan 25, 2003
سياسي
شماره ۲۳۷۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گپ سياسي
گپ سياسي
ديپلماسي يا جنگ؛ كدام يك سرنوشت عراق را رقم مي زند؟
109302.jpg
حميد احمدي
گروه سياسي ـ جلال برزگر: هرچند آهنگ تلاشهاي نظامي پيرامون عراق هنوز متوقف نشده اما تحركات ديپلماسي در روزهاي اخير شتابي بسيار فراتر از تداركات نظامي داشت. تشكيل نشست همسايگان عراق و گفت وگوي سياستمداران اروپا اين هفته صحنه اي از زور آزمايي نيروي ديپلماسي و قدرت نظامي پيرامون عراق به نمايش گذاشت. اكنون در پس آن رايزنيها و گفت و گوها اين پرسش مطرح شده كه دو طرف نزاع (بغداد و واشنگتن) چه اندازه براي «ديپلماسي» و ديپلماتها حق ورود و تأثير گذاري بر معادلات بحران را قايل هستند و اساساً رفتار شخص صدام در قبال اين گونه تلاشها كه او را به كناره گيري مسالمت آميز فرا مي خوانند از چه قاعده اي پيروي مي كند. اين پرسشها را با دكتر حميد احمدي استاد دانشگاه و متخصص امور خاورميانه در ميان گذاشتيم.
\ آقاي دكتر اين روزها دور جديدي از تلاشهاي ديپلماتيك براي متقاعد كردن دولت بغداد به همكاري با سازمان ملل آغاز شده اما علي الظاهر قرين توفيق نبوده به نظر شما واكنش ها و برخوردهاي صدام در قبال تحركات همسايگان از چه قواعدي پيروي كرده است؟
* قاعده مندي خاص رفتار او طي سه دهه گذشته اين است كه درك عميقي از محيط بين المللي و منطقه اي عراق ندارد و نبود يك تحليل درست او را به انجام خطاي رفتاري مي كشاند، نمونه اين اشتباهات، حمله به ايران و كويت بود و مسأله كميته نظارت سازمان ملل بر سلاح هاي كشتار جمعي. رفتار او متكي بر منطق اقتدار است و در مقاطعي كه راهي براي اعمال قدرت نيست تسليم مي شود، البته او هميشه با احساس خطر تسليم نشده و خود را به دام انداخته است.
صدام حتي به رفتار همسايه اي چون ايران نظر ندارد كه در مواقع خاص عقلاني تر عمل كرده است، مثل پذيرش پايان جنگ يا رفتاري كه در جنگ اول خليج فارس يا بحران افغانستان اتخاذ كرد، از اين نمونه ها زياد داشته ايم، ولي صدام تا عمق فاجعه پيش مي رود اما تصور مي رود كه در اين مقطع ديگر راه پس و پيش نداشته باشد. يعني هم تسليم و مماشات و هم مقاومت نتيجه اش حذف صدام است
\ آيا عقب افتادن حمله نظامي عراق نشان فعال بودن ديپلماسي صدام نيست؟
* خير، صدام حمله را به عقب نينداخته بلكه فشارهاي سازمان ملل ، اروپا، چين و ديگران و مخالفت جامعه بين الملل با اقدام يك جانبه آمريكا باعث اين وضع شده است نه ابتكارات صدام حسين.
\ از ميان چند گزينه مطرح شده براي تغيير حكومت عراق (براندازي نظامي با كودتا يا شورش ارتش، تهاجم خارجي و استعفا) كداميك را در فضاي امروز جديتر مي بينيد؟
* همه اين موارد محتمل است. براي كودتا در سالهاي گذشته تلاش شده كه موفق نبوده است چون صدام كنترل شديدي بر ارتش دارد، اما اين گزينه محال نيست و روي آن كار مي شود، شايد در وقت حساس با برنامه حزب بعث گروهي ديگر از نظاميان براي حفظ ساختارهاي قبلي روي كار بيايند.
براي استعفا هم كه تلاش زيادي شده و باز هم مي شود، گرچه صدام نشان داده اهل كناره گيري و استعفا نيست اما ممكن است در نقطه اوج بحران چنين كند، چون عراقي ها هنوز اميد به جلوگيري از وقوع جنگ دارند و مي دانند كه براي جلوگيري از جنگ صدام بايد برود.
\ آيا خلع سلاح عراق با وجود صدام امكان ندارد؟
* خلع سلاح حد نهايت ندارد و نامعين است، هدف از ميان برداشتن صدام است، از اين رو آمريكايي ها روي تهاجم نظامي كار مي كنند ولي اميدوارند كه اين كار را انجام ندهند و صدام به طريقي ديگر كنار برود. آنها به اين نتيجه رسيده اند كه بدون پيگيري راه تهاجم و فشار نظامي امكان كودتا و استعفا وجود ندارد ضمن آن كه مي دانند بدون تهاجم نظامي چنانكه دولت بغداد به استعفا رضايت نشان دهد، چيزي عايدشان نخواهد شد.
\ برآورد شما از نتيجه چند دور رايزني و گفت وگوهاي اپوزيسيون عراق در تهران و پايتختهاي غربي چيست؟ آيا اپوزيسيون آرايش و استعداد لازم براي تغيير حكومت بغدادرا يافته است؟
* اپوزيسيون عراق به لحاظ سياسي در ساختار بعثي حكومت عراق نفوذي ندارد كه بتواند گزينه براندازي غير نظامي را تعقيب كند، به لحاظ نظامي نيز توازني بين نيروهاي اپوزيسيون و ارتش صدام وجود ندارد و ارتش بسيار قويتر از نيروهاي كرد و شيعه است، لذا اپوزيسيون به تنهايي قدرت تغيير رژيم را ندارد. به نظر مي آيد كه اين اپوزيسيون با تشويق و فشار به راه حل هاي موقتي خواهد رسيد و رايزني هاي ديپلماتيك هم بيشتر در اين جهت است و هماهنگي هايي كه مثلاً با يك كشور همسايه مثل ايران بدان نياز دارند. اما توافقات اينها تاكتيكي خواهد بود، از سوي ديگر آمريكا هم به وجود آنها نياز دارد، حداقل براي اين كه بگويد در مسأله عراق پشتيبان داخلي هم داريم.
ولي مسأله عمده پس از دوره گذر از صدام بروز خواهد كرد گرفتاري آمريكا هم همين است. در ميان اپوزيسيون عراق گروههاي اسلامگرا، ناسيوناليست هاي سني، شيعيان، ليبرال هاي سلطنت طلب و كردها وجود دارند كه هر كدام خواسته هاي خاص خود را دارند. پس نيروهاي اپوزيسيون علاوه بر مشكل گذر از صدام با مشكل پس از صدام نيز مواجه هستند.
\ اقبال بازيگران داخلي و منطقه اي بحران عراق به ايران در اين مقطع كه تهران طرف مشورت اپوزيسيون و همسايگان عراق است چه پيامها و اهدافي دارد؟
* ايران از دوجهت در بحران عراق مهم است و مورد توجه بازيگران مختلف قرار دارد يكي همسايه بودن با عراق و ديگري درميان بودن مسأله شيعيان، پس همه بازيگران به ايران نياز دارند. در اين ميان مسأله اصلي اين است كه آيا ايران خواهد توانست براي منافع مردم و كشور بهره برداري مناسبي از رويداد ها بكند؟ در اين زمينه برخي به دشمني ذاتي فكر مي كنند كه به نظر من در سياست چنين نگاهي وجود ندارد بلكه اين منافع است كه دشمني ها را تعريف كرده و تغيير مي دهد. البته در نهايت معتقدم ايران مانند تجربه افغانستان در قالب توافقات جامعه بين الملل و سازمان ملل رفتار خود را تنظيم خواهد كرد.
\ به هر حال فرصت هاي پيش روي ايران در اين بحران چيست و كدام گزينه ايران را به حداكثر منافع مي رساند؟
* وضعيت عراق بسيار پيچيده است و پيش بيني، كار درستي نيست، اما من بر اين باورم كه منافع ما بخاطر حضور آمريكا آنچنان كه بايد تأمين نخواهد شد. مگر اين كه قدري از تنش ها كاسته شود. درست است كه آمريكا ما را در محور شرارت قرار داده و اسرائيل روي اين مسأله مانور مي دهد، اما در اين باره حتي در هيأت حاكمه آمريكا توافق وجود ندارد چه برسد به محافل ديگر و جامعه روشنفكري و افكار عمومي آنجا. ايران در خود آمريكا و نزد جامعه جهاني به هيچ وجه هم سطح عراق ديده نمي شود. بايد در اين شكاف ها وارد شد و از آنها بهره جست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |